گاه نوشت های من

گاه نوشت های من



وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ
لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ

آخرین مطالب
آخرین نظرات

۲۸ مطلب در مرداد ۱۳۹۷ ثبت شده است

کلاهبرداری شاخ و دم نداره

چهارشنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۴۶ ب.ظ


عصری یه پیام برام اومده بود با این مضمون که برای باطل نشدن بن هدیه فورا تماس بگیر اینم کد تو بعلاوه یه شماره که کد تهرانو داشت😕

اولش یکم دست دست کردم ولی دو سه ساعت بعد تماس گرفتم

 یه خانم که خییییلی شل و ول حرف میزد گوشی رو برداشت.

سلاملک کردم و گفتم یه پیام برام فرستادن که شماره شما ضمیمه این پیام بود و متن پیام خبر از یه بن هدیه میداد. میشه بپرسم جریان چیه؟

گفت شما خانمِ؟ گفتم فلان (فامیلم) 

گفت ببخشید شما آقایِ؟

😐😑

خانم این فامیلیمه دیگه 😕

خندید و گفت اخه فکر کردم اسمتونه (یکی نیست بگه مگه کری که صدامو تشخیص نمیدی) 😒

 از کجا تماس می گیرین؟

 از مشهد

از مششششششهد اررررررررضا (باور کنید همینقدر کشدار حرف میزد :|)


خب خب خب 

کم کم باید می پرداختیم به بن هدیه (آیکون مالیدن دو کف دست به هم← مثل حرکتی که مگس نگون بخت وقتی روی چیزی می شینه انجام میده 😂)

 شماره موبایلمو می خواست؟

گفتم جااان شماره تلفنمو می خوای چیکار؟

گفت برای یه سری هماهنگیا و اینکه باید کدتو با شماره ت توی سیستم سیو کنم. بگو عزیزم.

خواستم مثل این دختر بچه های تخس و نچسب بگم من عزیزم شما نیستم 😁 ولی نگفتم 😄

خلاصه داشتم خام حرفاش میشدم که گفتم

ببخشید ولی میشه بپرسم جریان این بن ه چیه؟

بن هدیه ی چی؟؟؟


این کش و قوس شماره خواستن اون خانم و همچنین سوال پرسیدن من یکی دو باره دیگم ادامه داشت تا اینکه دیگه صدای اون خانمو نشنیدم و صدای کوبش گوشی تلفن تو سرم طنین انداز شد (خدایی محکم کوبید بیتلبیت -_-)

حالا من موندم و پیام بن هدیه و یه عدد سه رقمی که میگه این کد منه :(

چیکارش کنم؟ بدم بغلی؟ یا بفرستم سطل زباله؟ :|

۱۲ نظر ۳۱ مرداد ۹۷ ، ۲۳:۴۶
محبوبه شب

کاش زمان کش می اومد..

چهارشنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۱۰ ب.ظ



+شامگاه روز عرفه

حرم مطهر



۳۱ مرداد ۹۷ ، ۲۲:۱۰
محبوبه شب

چی بگم آخه؟ :/

دوشنبه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۷، ۰۲:۵۲ ب.ظ


وقتی حواست به کارات نباشه و اول صبحی گیج بزنی نتیجه ش میشه اینکه بعد از مسواک زدن، مسواکو برداری و ببری بذاری توی یخچال -_-


۲۴ نظر ۲۹ مرداد ۹۷ ، ۱۴:۵۲
محبوبه شب


و در تاریخ بنویسید مربی نوپایی که هر روز با شاگردش کلاس دارد، در پایان تمرین و مشق های منزل نامه ای هر چند یک خطی برای مادر آن طفل می نگاشت اما روز بعد با دفتری سفید بدون انجام دادن ذره ای از آن مشقِ خانه و بالطبع ندیدن آن یادداشت توسط فرد مذکور، رو به رو میشد -_-‌


+ خو چرا دفتر مشقای بچه هاتونو چک نمی کنید ببینید عملکردش توی کلاس چطور بوده؟ هان؟؟ با شمام! :|


۱۳ نظر ۲۸ مرداد ۹۷ ، ۱۲:۵۱
محبوبه شب

سینمای ایران، بی "عزت" شد

شنبه, ۲۷ مرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۵۰ ق.ظ



خوشبختی اون چیزی نیست که آدم از بیرون می بینه،

خوشبختی تو دلِ آدمه،

دل اگر خوش باشه

آدم خوشبخته!



فیلم روسری آبی


+روحش شاد...


۹ نظر ۲۷ مرداد ۹۷ ، ۰۸:۵۰
محبوبه شب