گاه نوشت های من

گاه نوشت های من



وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ
لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ

آخرین مطالب
آخرین نظرات

۱۲ مطلب در آبان ۱۳۹۷ ثبت شده است

هر کی فحش بده، الهی سوسک بشه : ))

جمعه, ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ۰۵:۵۳ ب.ظ


پیام داده "حلالت نمی کنم"!!! برگرد.


 -_-

اَی خِدا..

اسمشو بگم برید سرش بریزید (البته منظور سر وبشه نه خودش :دی) تا می خوره بزنیدش؟ هوم؟؟ 


سلام.

احوالات گرام؟

قالب چطوره؟


۲۹ نظر ۲۵ آبان ۹۷ ، ۱۷:۵۳
محبوبه شب

ضامن چشمان آهوها...

چهارشنبه, ۱۶ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۱۸ ب.ظ


آقا

به دادم میرسی؟


#تسلیت.

۱۶ آبان ۹۷ ، ۲۲:۱۸
محبوبه شب

سه شنبه ۲ : )

سه شنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۷، ۰۵:۰۴ ب.ظ


چند روز پیش عکس پروفشونو عوض کرده بودن.

قبلی رو یادم نیست ولی این دفعه عکس نوشته گذاشته بودن که "دست خدا دیدنی نیست! حس کردنیه."

و ما امروز همگی متوجه و شاهد این دستِ پنهانِ یاری رسان خدا بودیم.

تا دیروز همه چیز برعکس بود و دور از انتظار؛

هوای سرد و سوزناک

برنامه های روی هوا مونده و کلی هماهنگی با مداح و مجری 

ولی امروز، هوا خنک و رو به گرما!

تا دیروز از بچه ها ناامید بودیم. خودمونو اینجوری توجیه می کردیم که چون بچه ن و کوچولو کسی خرده نمی گیره و انتظاری ندارن اما امروز،

همه حرف گوش کن و منظم سر صفاشون ایستاده بودن و همگی هماهنگ با هم برنامه ها رو پیش میبردن.

آخ که چقدر ذوق کردم براشون ^_^

برای تک تکشون با اون سربندای یا حسین و یا ابالفضل سبز رنگشون

برای اون شال های سبز دور گردنشون

برای لباس مشکیا و چادر مشکی هاشون یا به قول هانیه "خاله من چادر مشکی ندارم. چادر سیاه دارم عیب نداره؟! نه خاله همونو بپوش" ^_^

برای اجراهاشون

برای نمایش اسرای دشت کربلا و اون پرچم یا حسینی که امیر علی دستش گرفته و رو بند سبز به چهره ش بسته بودن.

آخ که چقدر زمان زود می گذشت


+ ببینید و راضی باشید : )

ممنونتم خدا جونم

مرسی که هوامونو داشتی و هوای مجلس بهترین بنده ت رو


و مرسی از شماها و مرسی از دعاهاتون : )

۹ نظر ۱۵ آبان ۹۷ ، ۱۷:۰۴
محبوبه شب

قرمه نطلبیده

دوشنبه, ۱۴ آبان ۱۳۹۷، ۰۷:۱۱ ب.ظ


توی اتوبوس بودم که مامان زنگ زدن، کجایی؟ گفتم فلان جا

میگم چای 

میگن قرمه سبزی

کور از خدا چی می خواست دو چشم بینا.


+ چقدر امروز خوب بود.

هم مهد

هم کلاس تذهیب

خدایا شکرت.


لطفا واسه فردا و مراسم و اجرای بچه ها دعا کنید.

میدونم که نباید زیاد پر توقع باشیم ولی خب بازم دوست داریم بهترین اجرا رو داشته باشن.

۹ نظر ۱۴ آبان ۹۷ ، ۱۹:۱۱
محبوبه شب

سه شنبه

يكشنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۷، ۰۵:۰۹ ب.ظ


سه شنبه مراسم سوگواری داریم.

قراره بچه هامون نماهنگا و نمایشی که توی این یه ماه باهاشون کار کردیم، جلوی مامان باباهاشون بخونن و اجرا کنن.

امروز خیلی شور و اشتیاق داشتن واسه اون روز.

یکی از دخترام می پرسید چیزی باید بیاریم؟ لباس خاصی باید بپوشیم؟ که در جوابش گفتم آره توی اون برگه ای که دیروز بهتون دادم تا به ماماناتون بدین گفته شده که شماها باید یه چادر مشکی بپوشین.

یهو امیر حسین(معرف حضوتون هست دیگه نه؟ 😂) برگشت و خیلی مظلومانه تو چشام نگاه کرد و گفت "اجازه خانوم ما چادر مشکی نداریم)!! 😊 


+ لباس پسرامون یه کاور سبز رنگه. 

۱۱ نظر ۱۳ آبان ۹۷ ، ۱۷:۰۹
محبوبه شب