`

سکوت شب


هیس!

لطفا هیچی نگو! فقط آرام باش! ساکت! حالا چشماتو ببند. الان نه! اول بخون بعد ببند! 

فکرتو آزاد کن. به هیچ چیز فکر نکن. 

به گذشته ای که اسمش روشه «گذشته» فکر نکن. نمی خواد به آینده م فکر کنی. بی خیالِ بیخیال... یه امشبو مال خودت باش.

فقط چند لحظه ای تو این سکوت شب چشاتو ببند و فکرتو آزاد کن.( پیشنهاد من اینه که بری تو بالکن، یا تو حیاط خونه، کنار درختا یا گلدونای زیبایی که داری بشینی.) بذار پرنده ی خیالت برای خودش پرواز کنه و بره و بره و بره تا از سرزمین رویاها، یک رویای دوستداشتنی رو برات دستچین کنه و بیاره. 

رویا پرداز نیستی؟ موردی نداره. مثل من، از این آرامش شب استفاده کن و به صداهایی که می شنوی گوش کن و لذت ببر. سکوت شب بی نظیره. بی نظیر برای منی که از کودکی عاشق شبهای تابستون بودم و با پدرم تو حیاط بی بی زیر درخت توت مینشستیم و ایشون دست هامو می گرفتن و صورت فلکی دب اکبر رو تو آسمون نشون میدادن. « +اونو میبینی؟ -کدوم؟ + همونی که شبیه ملاقه ست؟ » و من از اون سال به بعد هر شب که میرم تو حیاطِ فسقلیمون، یه دور چرخ می خورم تا بتونم ملاقه ی دوستداشتنیِ شبهای کودکیمو پیدا کنم.



منتظر یه اتفاق خوشایند تو زندگیت نباش. اتفاقات خوشایند زندگیمون در حال گذرن. درسته! همین لحظه ها، همین سکوت شب یه اتفاق خوشاینده. بهش فکر کن.
۱۲ نظر
بهار ...
۱۶ خرداد ۰۱:۵۱
من قبلنا خیلی خوب رویا پردازی میکردم
الان رویا دونیم خراب شده دیگه:دی

پاسخ :

چه بد... 

امشب یه حس خوب داشتم که خواستم با شماها هم به اشتراک بذارمش ^_^
بهار ...
۱۶ خرداد ۰۲:۲۱
خیلی هم عالی بوووود:))))))

پاسخ :

عالی برای من بود ولی دوست داشتم تو هم این حسو لمس میکردی! :(
آرزو ﴿ッ﴾
۱۶ خرداد ۰۳:۱۱
واقعا فکر می‌کنم حیفه این شبا که ماه رمضان هم هست، صرف درس‌ خوندن شه! :‌|

سپاس از به تحریر در آوردن حست! :)

پاسخ :

میشه در کنار لذت بردن از این ماه و شباش، درس هم خوند : )))

من باید ممنون باشم که همیشه شریک احساسم هستین : )
حسین مداحی
۱۶ خرداد ۰۳:۲۳
احسنتم.

پاسخ :

ممنون : )
بهار ...
۱۶ خرداد ۰۴:۰۸
راستش چند سالی میشه من خیلی کم حس خوب دارم
حس خوب پیدا میکنم،و خیلی کم حالم خوبه و میخندم:))

پاسخ :

:( 
چقدر با این کامنتت ناراحت شدم بهاری!
امیدوارم حسای خوبت تو زندگی زیاد باشن، اونقدر زیاد که روزای معمولی (تو بخون بی حس) توشون گم بشن...
هلما ...
۱۶ خرداد ۰۴:۵۶
مرسی بابت یادآوریت :)
من که حسابی لذت بردم و به توصیه ات عمل کردم.
یه سوال مامان بزرگ داشتن چه حسی داره؟؟ حتما خیلی خوبه آره؟؟

پاسخ :

خواهش میشه پری بانو : )
جدی؟ خداروشکر خوشحالم کردی : ))
خدا رحمت کنه رفتگانت رو... بله خیلی خوبه ولی اگه از دنده راست بلند شده باشن خخخ 
+ نوه های بزرگتره مامانِ بابام بهشون میگن بی بی... 
بهار ...
۱۶ خرداد ۰۵:۱۸
ناراحت نشو  محبوبه جان،زندگیه دیگه،میگذره
ممنون:))

پاسخ :

+این نیز بگذرد
چون میگذرد غمی نیست
ولی تا بگذرد مدت کمی نیست !

بهاری باشی باهار جانم : )
حوا ...
۱۶ خرداد ۰۹:۱۳
میشه یه کوچولو از این حسِ خوب و ناب رو امشب ساعتِ 00:00 برام بفرستی؟! حوا هر شب از اون ساعت به بعد حالش بد میشه و بغض میکنه...

پاسخ :

چرا که نه عزیزم. ولی خودت باید یه حرکتی بزنی... منم کم سختی ندیدم ولی از یه جایی به بعد فهمیدم خودم باید حال خودمو خوب کنم. 
بغض کردنتو نبینم حوایی! :(
خانم اشک
۱۶ خرداد ۰۹:۳۳
اتفاقای خوشایند:|

پاسخ :

اوهوم : )
دنبال معجزه نباش از چیزای کوچیک لذت ببر مثل همین دو سه خط بالا!
دچـــــ ــــــار
۱۶ خرداد ۱۰:۴۱
جمله آخرشو دوبار خوندم! :)

پاسخ :

«بهش فکر کن» و منظورتونه؟ : )
هلما ...
۱۶ خرداد ۱۶:۴۶
دنده چپ باشه چی؟؟ باید نوه ها چند روزی آفتابی نشن یحتمل :))
چه باحال "بی بی" :) خدا حفظشون کنه برا تو و بقیه نوه ها.

پاسخ :

آفتاب که هیچی، از چند کیلومتری از خونه شونم نباید رد بشن (بنده های خدا)
البته این که مزاح بود ولی اگه حال و حوصله نداشته باشن هر کاریم بکنیم سرحال نمیشن!
: )) ممنونم هلمای عزیز.
خدا رحمت کنه عزیزانِ تو رو...
ایمان
۱۷ خرداد ۰۰:۳۶
شیرینه با همه سختیاش
تلخه با هم ناراحتیاش
خوبه با همه بدیاش
بده با همه دلخوریاش!
زندگی همینه!توی لحظه زندگی کن!شاد باش:)

پاسخ :

چقدر قشنگ بود... 
پر از حس خوب.. دقیقا زندگی یعنی همین.
ممنونم بابت کامنت پر از انرژی مثبتتون : )
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من

اگر تنهاترین تنهاها شوم،
باز تو هستی!
آری تو که از پدر و مادر بر من مهربان تری!
ای عزیز ماندنی!
ای نابِ سخت یاب!
تو یگانه شاهد شریفی بر لحظه لحظه های رنج من!
ای خوب خواستنی!
اکنون دستان دردمند و نیازمند خویش را بر آستان نیلوفرینت می گشاییم
و از تو
برای همسایه مان که نان ما را ربود، نان!
برای یارانی که دل ما را شکستند، مهربانی!
برای عزیزانی که روح ما را آزردند، بخشش!
و برای خویشتنِ خویش
آگاهی،
عشق و عشق و عشق
می طلبیم!
آمین.

منبع: بخشی از کتاب
"لطفا گوسفند نباشید!"
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان