`

هوای دلتنگی


چرا دلتنگ افرادی میشیم که دیگه پیشمون نیستن؟ 

چرا به بودن و نبودن هم عادت می کنیم؟!



+تو گالری گوشیم دنبال عکسی می گشتم که بی هوا پوشه ی دیگه ای رو باز می کنم. بی هوا عکساشو میبینم. بی هوا روی یکی از عکساشو لمس می کنم تا برام باز بشه. بی هوا روی لبخندش زوم می کنم و دلتنگش میشم. بی هوا بغض می کنم و تهش اشکم جاری میشه. عکسا رو به ترتیب رد می کنم که بی هوا عکسی رو می بینم که لبش باد کرده و مرور خاطرات می کنم. بی هوا لبخند میزنم.

بی هوا...

نه! دیگه بی هوا نیست فقط...

فقط

بی هوا دلم هواشو کرد.


درباره من

اگر تنهاترین تنهاها شوم،
باز تو هستی!
آری تو که از پدر و مادر بر من مهربان تری!
ای عزیز ماندنی!
ای نابِ سخت یاب!
تو یگانه شاهد شریفی بر لحظه لحظه های رنج من!
ای خوب خواستنی!
اکنون دستان دردمند و نیازمند خویش را بر آستان نیلوفرینت می گشاییم
و از تو
برای همسایه مان که نان ما را ربود، نان!
برای یارانی که دل ما را شکستند، مهربانی!
برای عزیزانی که روح ما را آزردند، بخشش!
و برای خویشتنِ خویش
آگاهی،
عشق و عشق و عشق
می طلبیم!
آمین.

منبع: بخشی از کتاب
"لطفا گوسفند نباشید!"
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان