`

راز ماندگار شدن؟


کوه پرسید ز رود

زیر این سقف کبود

راز ماندن در چیست؟

گفت: در رفتنِ من

کوه پرسید: و من؟

گفت در ماندنِ تو

بلبلی گفت: و من؟

خنده ای کرد و گفت: در غزل خوانی تو

آه از آن آبادی

که در آن کوه رَوَد

رود مرداب شود

و در آن بلبل سرگشته سرش را به گریبان ببرد

و نخواند دیگر


من و تو،بلبل و کوه و رودیم

راز ماندن

جز،

در خواندن من،

ماندن تو،

رفتن یاران سفر کرده یمان نیست.


بدان!


ابوالفضل سپهر


درباره من

اگر تنهاترین تنهاها شوم،
باز تو هستی!
آری تو که از پدر و مادر بر من مهربان تری!
ای عزیز ماندنی!
ای نابِ سخت یاب!
تو یگانه شاهد شریفی بر لحظه لحظه های رنج من!
ای خوب خواستنی!
اکنون دستان دردمند و نیازمند خویش را بر آستان نیلوفرینت می گشاییم
و از تو
برای همسایه مان که نان ما را ربود، نان!
برای یارانی که دل ما را شکستند، مهربانی!
برای عزیزانی که روح ما را آزردند، بخشش!
و برای خویشتنِ خویش
آگاهی،
عشق و عشق و عشق
می طلبیم!
آمین.

منبع: بخشی از کتاب
"لطفا گوسفند نباشید!"
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان