`

مسئولیت بزرگ ولی سخت


یه وقتایی خسته میشم. کم میارم. با خودم میگم چرا این مسئولیت سخت رو قبول کردی وقتی توانشو نداری؟ اگه قبول کردی پس باید همه ی انرژی تو واسه اونا بذاری نه اینکه وقتایی که بی حوصله ای بری پیششون. اگه قبول کردی دیگه نباید سرد رفتار کنی. اخلاق و رفتارت نباید طوری باشه که خدای نکرده حس حقارت بهشون دست بده و حس اضافی بودن بکنن.

وقتی یادم میاد که منو اینا بزرگ کردن و تو دامن بی بی رشد کردم و تا نوجوانی باهاشون زندگی کردم، از فکرم شرمزده میشم. وقتی میبینم با انجام دادن یه کار کوچولو مثل دادن یه لیوان آب به دستشون چقدر برام دعای خیر می کنن غرق خوشی میشم.

میدونی من به اینکه میگن "خیر از جوونیت ببینی" یا وقتی میگن "ایشالا خوشبخت بشی" خیلی خیلی زیاد اعتقاد دارم. میدونم اگه تلاشی واسه آینده م می کنم ولی اگه رضایتشونو نداشته باشم، یعنی رضایت خدا رو ندارم. حتی اگر حکم پدربزرگ و مادربزرگ رو برام داشته باشن ^_^


+این 👇 حکایتو بخونید!

ابویزید بسطامی را پرسیدند که این پایگاه به دعای مادر یافتی این معروفی (شهرت) به چه یافتی؟ گفت: آن را هم به دعای مادر، که شبی مادر از من آب خواست. بنگریستم در خانه آب نبود، کوزه برداشتم. به جوی رفتم آب بیاوردم. چون بر سر مادر آمدم، خوابش برده بود. با خود گفتم که اگر بیدارش کنم من بزهکار باشم. بایستادم تا مگر بیدار شود. تا بامداد بیدار شد. سربلند کرد و گفت: چرا ایستاده ای؟ قصه بگفتم. برخاست و نماز کرد و دست بر دعا برداشت و گفت: الهی چنان که این پسر مرا بزرگ و عزیز داشت، اندر میان خلق او را بزرگ و عزیز گردان.


بستان العارفین

منبع: روزنامه خراسان


۸ نظر
حسان ...
۲۱ مرداد ۱۷:۴۶
بله واقعا بزرگ شدن خیلی هم سخت نیست

پاسخ :

ان شاءالله همه مون بزرگ بشیم
دُچــــ ــــار
۲۱ مرداد ۱۷:۵۱
چی شد که این پست رو گذاشتید؟

لابد براتون دعای عاقبت بخیری کردن؟
مبارک باشه 💑

پاسخ :

اولش گفتم دیگه! -_- دقیق نمی خونیداااااا :| : )))))

واقعیتش اینه که انقدر دعا می کنن میترسم اون قبلیه اجابت نشه خخخخ
ولی بدور از شوخی، واقعا با دعاهاشون شرمنده م می کنن
😒😑
دُچــــ ــــار
۲۱ مرداد ۱۷:۵۵
درود بر شما 🍎🍎🍎🍎

پاسخ :

^_^
+اون سیبا چی میگه؟
ستاره جان
۲۱ مرداد ۱۹:۲۳
عریزم 
ان شاءالله کارات خالصانه باشه 

پاسخ :

واقعا
ولی میدونم نیست :(
DeL Nevis
۲۱ مرداد ۲۰:۵۱
:) 
خوبه که به فکرین ... 
خیلیا یادشون می ره ! 

پاسخ :

(:
بزرگترامون به گردنمون حق دارن و باید به این فکر هم باشیم که طبیعت منتظر منو شما نیست و در حال گردشه..
میگن از هر دستی بدی از همون دست هم می گیری.. به قول بی بی "ماها هم پیری داریم" باید طوری رفتار کنیم که دوست داریم با ما رفتار بشه ^_^
+چه منبری رفتم :دی
متاسفانه همینطوره
آرزو ﴿ッ﴾
۲۲ مرداد ۰۱:۲۸
منم عاشق دعاهای افراد مسنم. هم دعاهای بی‌بی رو دوست داشتم و هم دعاهای بابابزرگ رو دوست دارم. احساس خوبی با شنیدن‌شون پیدا می‌کنم. :)

پاسخ :

خدا رحمت کنه بی بی رو...
و خدا حفظ کنه بابا بزرگ رو  و عمر با عزت داشته باشن ^_^

منم همینطور 😍
هلما ...
۲۲ مرداد ۱۵:۰۶
خیلی خوبه :)
من مامان بزرگ بابابزرگ که ندیدم ولی برا مامان بابامم همچین بچه زیادی خوبی نبودم. 
درکل دمشون گرم و تنشون سلامت. بودنشون چه با دعا چه بی دعا یه عالمه خیر و برکته..
آورین به تو دختر خووب.

پاسخ :

شرمنده م اگه با خوندن این پست دلتنگ عزیزانت شدی :(
ممنونم هلمایی :*

خدا پدر و مادرت رو زیر سایه ی امنش حفظ کنه و تو رو برای اونا ^_^
هلما ...
۲۲ مرداد ۱۶:۰۴
نه عزیزدلم :)
همین که یادشون بیافتم خوبه.

قربوووونت ^_^
همچنین مامان بابای تو رو و تو رو برا اونا :)

پاسخ :

^_^
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من

اگر تنهاترین تنهاها شوم،
باز تو هستی!
آری تو که از پدر و مادر بر من مهربان تری!
ای عزیز ماندنی!
ای نابِ سخت یاب!
تو یگانه شاهد شریفی بر لحظه لحظه های رنج من!
ای خوب خواستنی!
اکنون دستان دردمند و نیازمند خویش را بر آستان نیلوفرینت می گشاییم
و از تو
برای همسایه مان که نان ما را ربود، نان!
برای یارانی که دل ما را شکستند، مهربانی!
برای عزیزانی که روح ما را آزردند، بخشش!
و برای خویشتنِ خویش
آگاهی،
عشق و عشق و عشق
می طلبیم!
آمین.

منبع: بخشی از کتاب
"لطفا گوسفند نباشید!"
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان