`

آرامشم تویی...


آرامش بدون وصف الانم و لبخند روی لبم بدون شک به خاطر انگشتر دُرّی ه که به دست کردم. ( سنگ یا نگینِ دُرّ نجف! )

بعد از انتشار پست قبلی حالم خیلی بد بود. به اتاقم پناه بردم و وسایلامو مرتب می کردم که انگشترو دیدم.

ازخواص نگین درّ چیزه زیادی نمی دونستم اما با کمی نت گردی متوجه شدم یکی از خواصش آرامشه ^_^

خدایا شکرت.

درباره من

اگر تنهاترین تنهاها شوم،
باز تو هستی!
آری تو که از پدر و مادر بر من مهربان تری!
ای عزیز ماندنی!
ای نابِ سخت یاب!
تو یگانه شاهد شریفی بر لحظه لحظه های رنج من!
ای خوب خواستنی!
اکنون دستان دردمند و نیازمند خویش را بر آستان نیلوفرینت می گشاییم
و از تو
برای همسایه مان که نان ما را ربود، نان!
برای یارانی که دل ما را شکستند، مهربانی!
برای عزیزانی که روح ما را آزردند، بخشش!
و برای خویشتنِ خویش
آگاهی،
عشق و عشق و عشق
می طلبیم!
آمین.

منبع: بخشی از کتاب
"لطفا گوسفند نباشید!"
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان