`

گیج و ویج


دیشب رو مبل قهوه ایِ یه نفره گوشه هالمون نشسته بودم و کتابمو می خوندم. دو کتاب «نگین آفرینش» که نمیدونم کدوم یک از روزای هفته جاری آزمون مقدماتی داریم! از مسئولش پرسیدم کدوم روز؟ میگه باید برم بنیاد مهدویت تا استادا روز آزمون رو انتخاب کنن -_-

انقدر که استرسِ آزمونو دارم وقتی به بخش نواب اربعه امام مهدی (عج) میرسم بر اساس آموزه هایی که از قبل دارم و به ذهنم مونده شروع کردم به نام بردن: 

نایب اول ← عثمان بن سعید

نایب دوم← سعید بن عثمان

نایب سوم← حسین بن روح

و نایب چهارم← علی بن محمد

+خب حالا متوجه شدین کجا رو اشتباه گفتم؟

درسته! نایب دوم رو اشتباه گفتم، چرا که اسم این شخص که نایب دوم امام زمان باشه و پسر نایب اول به این صورته که ← محمد بن عثمان بن سعید!!

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجملحد


+چرا من انقدددددر بوی نارنگی رو دوست دارم ^_^

اصن دیوونه کننده ست *_*یث

۶ نظر
فیش نگار
۱۶ مهر ۱۱:۴۹
منم اینا رو اشتباه می کردم که عثمان بن سعید بود یا سعید بن عثمان

پاسخ :

پس همگانیه و تنها مشکل من نیست : ))))
خانم لبخند
۱۶ مهر ۱۲:۰۵
با بوی نارنگی موافقم. عجیب هوش می بره ز سر آدمی!

پاسخ :

آره لامصب ^___^
بهارنارنج :)
۱۶ مهر ۱۲:۳۶
بوی نارنگی خوبه:دی

تو میتونی تو میتونی:دی

پاسخ :

سمیرا واسه م دعا کن 
باشه بالام جان؟ : ))))
دیوانه ...
۱۶ مهر ۱۳:۱۵
وقتی مهدویت رو ربط میدن به ولایت فقیه من هیچ وقت نمیتونم دلیل کافی بیارم 

ان شاالله هر چی صلاحتون باشه براتون اتفاق بیفته...

پاسخ :

اتفاقا یکی از بهترین جلساتمون همین ولایت فقیه بود
خدا حفظشون کنه حضرت آقا رو ^_^
ممنونم جناب همچنین : )
بهارنارنج :)
۱۶ مهر ۱۳:۳۱
باشه باشه:دی

پاسخ :

فدات عزیزم :*
ستاره جان
۱۶ مهر ۱۶:۰۰
هم بوی نارنگی 
همم اینکه من همیشه می گفتم واقعا سعید بن عثمان بود؟ (منظورم اینه منم مثل تو اشتباه می کردم) 
می دونی چیزی که بنظرم خیلی مهمتر از دونستن اسم نواب اربعه است:| چجور آدمایی بودنشونه 
مثلا یکی از اونها (فکر کنم نایب چهارم) روغن فروش بوده! فکر کن روغن فروش در حالی که جامعه حتما خالی از آدمای بزرگ و ادعا دار نبوده 

پاسخ :

نه همین محمد بن عثمان (نایب دوم) و پدرش (نایب اول) روغن فروش بودن اونم برای اینکه حکام وقت به فعالیتاشون حساس نشن.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من

اگر تنهاترین تنهاها شوم،
باز تو هستی!
آری تو که از پدر و مادر بر من مهربان تری!
ای عزیز ماندنی!
ای نابِ سخت یاب!
تو یگانه شاهد شریفی بر لحظه لحظه های رنج من!
ای خوب خواستنی!
اکنون دستان دردمند و نیازمند خویش را بر آستان نیلوفرینت می گشاییم
و از تو
برای همسایه مان که نان ما را ربود، نان!
برای یارانی که دل ما را شکستند، مهربانی!
برای عزیزانی که روح ما را آزردند، بخشش!
و برای خویشتنِ خویش
آگاهی،
عشق و عشق و عشق
می طلبیم!
آمین.

منبع: بخشی از کتاب
"لطفا گوسفند نباشید!"
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان