غروب جمعه شد و باز نیامدی...


امروزم گذشت. مثل همه ی جمعه های دیگه!

مثل تمام جمعه هایی که بدون مهدی فاطمه گذروندیم. 

باید چیکار کنیم که ظهور کنن؟ یا بهتره بگم، باید چیکار نکنیم تا زودتر ظهور کنن؟

باید چیکار کنم که حداقل من باعث عقب افتادن ظهورشون نشم؟

تقریبا جوابشو میدونم، ولی تا پای عمل میرسه، به همه چی و همه کس فکر می کنم الا حضرت مولا..

به این فکر می کنم که بقیه از دست من دلخور نشن، نرنجن. 

پس مهدی فاطمه چی؟

پس این نوای«  أین المهدی. أین صاحب الزمان» رو کی می خوایم بشنویم؟

من بیشتر منتظر ظهورم یا ایشون؟

خدایا چیکار کنم؟ چیکار نکنم؟



+امروز صب خواب موندم. با اینکه گوشیمو کوک کرده بودم، ولی یحتمل زنگ زده و منه بی لایق صداشو نشنیدم و بیدار نشدم.

مامام خانم همیشه می گن: «اگه منم شبا تا دیر وقت وب گری بکنم و سرم هی تو گوشی باشه، معلوم که صب اگه بالای سرمم توپ بترکونن بیدار نمیشم! »(عاشـــــــــق این مثال زدنای به موقشم😊 )


+چرا هیچ وقت روز جمعه رو دوست نداشتم و ندارم!؟ 

چرا روزهای جمعه ی من انقدر بی روح و کسل کننده ست؟

اگه یه روز یه نفر ازم بپرسه« جمعه یا جمعه های خود را چگونه گذرانده اید؟» فقط یه جواب براش دارم و اون اینه که:

 بــــــــه بــــــــــــطــــــــــــالـــــــــــــت!!!!!!




ما هم به بطالت...
کلا جمعه رو دوس ندارم، با اینکه هر هفته سعی می کنم حداقل با جمعه ی قبلش فرق کنه ولی بازم مثل همیشه میشه :(
خروجی خوبی نداره واسم :(

جمعه ها دل گیره...
همهشون لنتیا: (
...
کاش بیان ...
خیییییییلیییییی😭
ان شاءاللّه...
دعا کن مریم سادات، هم برای آقای غریبمون، هم برای عاقبت بخیری همه 😢
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan