`

شوق زیارت


نمیدونم چه خطایی ازم سر زده یا چکار کردم که امام رضا راضی نیستن، برم زیارتشون.

تقریبا دو هفته ای میشه که هر وقت قصد زیارت کردم یا کاری واسم پیش اومده یا اتفاقی افتاده که لیاقت نداشتم برم.


 از بعد خوندن کتاب« پنجشنبه ی فیروزه ای» و پشت بندش کتاب « شرح زیارت جامعه ی کبیره» عشق و علاقم به امام رضا بیشتر و بیشتر شده. تازه معنی زیارت قلبی رو درک می کنم. تازه مفهوم جمله اون بزرگی که گفتن، همیشه قبل از ورود به حرم، ببینید قلبتون برای زیارت حاضرِ؟ همیشه با حضور قلب به زیارت مولا برید، رو درک می کنم.

منم مثل غزاله ی پنجشنبه ی فیروزه ای، همیشه موقع زیارت حواسم سمت کاشی کاریا و آینه کاریای  حرم بود. یادم نمیاد چیزی به اسم « شوق زیارت» تو وجودم احساس کرده باشم.

ولی الان که دارم اینا رو تایپ می کنم قلبم کند می زنه،با هر کلمه ای که می نویسم، اشک می ریزم. نمیدونم تاوان کدوم کارمو با بی لیاقتیم دارم میدم. آخه خودشون که می دونن چقدر مشتاقم برای زیارت، خوندن زیارت نامه و صد البته خوندن زیـارت جامعـه ی کبیره ی جــــــــان.


خدایا اینجوری عذابم نده، طاقت ندارم، کم میارما...!

حالا، حالا که عاشقشون شدم.

خدایا فقط خودت میدونی معنی این دو جمله ی آخرم چیه. 


+الان بند بند وجودم به این آیه ی شریفه نیاز داره

 « الا بذکر اللّه تطمئن القلوب»

توکل...توکل...و توکل.


۱ نظر
دختریم ...
۰۳ بهمن ۲۰:۱۴
آخرین باری که رفتم واسه خیلی وقته ... انگار لایق نیستم :((
یادم میمونه اگه یه روزی رفتم حواسم به کاشی کاریا پرت نشه ...

پاسخ :

هعییی...
ان شاءالله به زودی قسمتت بشه :)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من

اگر تنهاترین تنهاها شوم،
باز تو هستی!
آری تو که از پدر و مادر بر من مهربان تری!
ای عزیز ماندنی!
ای نابِ سخت یاب!
تو یگانه شاهد شریفی بر لحظه لحظه های رنج من!
ای خوب خواستنی!
اکنون دستان دردمند و نیازمند خویش را بر آستان نیلوفرینت می گشاییم
و از تو
برای همسایه مان که نان ما را ربود، نان!
برای یارانی که دل ما را شکستند، مهربانی!
برای عزیزانی که روح ما را آزردند، بخشش!
و برای خویشتنِ خویش
آگاهی،
عشق و عشق و عشق
می طلبیم!
آمین.

منبع: بخشی از کتاب
"لطفا گوسفند نباشید!"
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان