گاه نوشت های من

گاه نوشت های من



وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ
لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ

آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲۶ آبان ۹۷، ۱۰:۰۳ - مرتضا دِ
    سلام

تَنِ خیس

سه شنبه, ۱۲ دی ۱۳۹۶، ۰۴:۵۴ ق.ظ


صدای ناله شنیدم. ولی بهش توجهی نکردم و دوباره خوابیدم. نمیدونم ساعت چند بود که دوباره و چند باره اون صدا رو شنیدم و با وحشت از خواب پریدم. باورم نمیشد، خونه در سکوت و تاریکی مطلق بود و این صدا یحتمل از حنجره ی خودم در اومده بود. تن سرد و خیس از عرقم زیر پتو شاهد این مدعاست.

نمیدونم چه خوابی بود. غلْطی زدم و گوشیمو که همیشه موقع خواب کنارم جا خوش می کنه رو بر داشتم. ساعت سه ی بامداد رو نشون میداد. بلند شدمو تو تاریکی خونه دنبال چیزی می گشتم ولی پیداش نمی کردم. دوباره به اتاقم پناه بردم و زیر پتو خزیدم.


+ یه ربی به اذان صبح مونده و تقریبا دو ساعته که بیدارم.


۹۶/۱۰/۱۲
محبوبه شب

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">