`

بگذر از دنیای فانی، بگذر


میترسم.

میترسم از اینکه داشته های من برای یکی دیگه حسرت باشه. 

میترسم از اینکه، داشته های من، آهی باشه برای یکی دیگه. اینکه ببینه و دلش بخواد.

تا حالا اونقدر بخشنده نبودم که اگه چشم کسی رو داشته های من بود، دو دستی تقدیمش کنم.

بخشنده به کسی میگن که بتونه از داشته هاش، از دلخواه هاش بگذره، یه جورایی وابسته به این دنیای فانی نباشه.

ولی من...

من که بخشنده نیستم تا بتونم ببخشم.

شایدم اونقدر چشم سیر نیستم که بتونم بگذرم.

نمیدونم...

فقط خدا کنه، من مسبب آه کشیدن مردم نشم.



+خدایا سخته بگذرم.

+من که شهید ابراهیم هادی نیستم که بتونم ساده ازش بگذرم . 

+تازگیا بدجور داری امتحانم می کنی... نمیدونم قبلن منو بیشتر دوس داشتی یا الان...

              

۱۱ نظر
حسین مداحی
۰۶ بهمن ۲۲:۵۸
نترسین. شما جای کس دیگه ای رونگرفتین. جای خودتون هستین. ولی خب میتونین مهربون باشین.

پاسخ :

گاهی اوقات وقتی می خوام از یه چیزی استفاده کنم، میترسم یه نفر ببینه و دلش بخواد. 
مهربونیم یه دل گنده می خواد که نمیدونم دارم، ندارم!
منِ ناشناس
۰۶ بهمن ۲۳:۱۵
همیشه ادما چشمشون دنبال زندگی بقیه اس هیچکس قدر زندگی خودش رو نمیدونه حتی خودمن

پاسخ :

یه جورایی همون حسرت و غبطه میشه...
که من همیشه غبطه می خورم، چرا اونجوری نیستم یا مثلا چرا اینو ندارم..
ولی از آه حسرت مردم میترسم :(
مهراد رحمانی
۰۶ بهمن ۲۳:۱۶
قشنگه
واقعا مطالب خوبی داری
به وب منم سر بزن

پاسخ :

دقیقا چی قشنگه!؟
ممنون.
ان شاءالله.
احمد
۰۶ بهمن ۲۳:۲۵
خیلی دیدتون خوبه.... ولی زیاد به خودتون سخت نگیرید که از دین زده نشین اعتدال رو در همه مسائل باید رعایت کنید تو خاطرات یک شهید خوندم که چیزی گرفتن و اونو داخل پلاستیک سیاه گذاشتن که کسی نفهمه که توش چیه و دلش بخواد.... دلیلش رو تو کتاب اخلاقم فهمیدم  برکت از اون چیز می ره 

پاسخ :

ممنون.
به خاطر میسپارم.
من همچین موضوعی رو فک می کنم تو زندگی نامه ی شهید ابراهیم هادی خوندم.

احمد
۰۶ بهمن ۲۳:۳۴
به نام خدا.... اگر شما تو داشته هاتون زیاده روی نکنید....یعنی به خاطر رو هم چشمی هی لباس نو کفش نو یا خیلی چیز های دیگه نخری یا چیزی که در شئنتون نیست از آن استفاده نکنید یا چیزی که دارید هی نخواهید پز بدین با اون جلوی دیگران به نظرم اه دیگران پشت سرتون نخواهد بود مثلا مادرم تا وقتی لباسش کهنه نشه لباس دیگه ای نمی خره.... یا خیلی چیز دیگه 

پاسخ :

چقدر خوبه اول کامنتتون با نام خدا شروع می کنید. حس خوبی میده.
نمیتونم دروغ بگم، من چون متاسفانه این اخلاقو دارم، میترسم دیگه. 
احمد
۰۷ بهمن ۰۰:۰۸
به نام خدا... از اون روزی که طلبه شدم تصمیم گرفتم که اول به نام خدا بگم بعضی وقت ها فراموش می شه اما عادت می کنم... واقعا از خدا می خوام عشقشو بندازه تو دلم چون نام خدا باعث آرامش می شه اولین چیزی که تو سخنرانیم تو مسجدمون گفتم در مورد قرآن خوندن بود واقعا آرامش می ده به آدم 

پاسخ :

فکر می کردم که تازه دانشجوی طلبه شدید! 
پس ملبس به لباس روحانیت هستید.
ان شاءالله که موفق باشید.
حوا ...
۰۷ بهمن ۰۱:۲۵
الان بیشتر دوستت داره شک نکن :)

پاسخ :

امیدوارم همینطور که میگی باشه :))

احمد
۰۷ بهمن ۰۶:۰۶
به نام خدا.... نه تازه ترم اول رو پشت سر گذاشتم.... ولی به سخنرانی چون علاقه داشتم گفتم از همین اول شروع کنم و عیب ها مو بفهمم 

پاسخ :

بله...
 و من الله توفیق...
خاتونِ گیس گلابتون...
۰۷ بهمن ۱۳:۳۳
سخته خیلی ولی شدنی :)

پاسخ :

خیــــلی سخته :(
یه دل بزرگ می خواد...
یک دختر شیعه
۰۸ بهمن ۱۰:۴۲
میشه می تونی : )...
با چیزای کوچیک

پاسخ :

آره من میتونم 💪😊
دختریم ...
۰۸ بهمن ۱۴:۱۳
امیدوارم اونقدر پست نشم که داشته های خودمو نبینم و داشته های دیگران دلمو بسوزونه ...

پاسخ :

ان شاءالله.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من

اگر تنهاترین تنهاها شوم،
باز تو هستی!
آری تو که از پدر و مادر بر من مهربان تری!
ای عزیز ماندنی!
ای نابِ سخت یاب!
تو یگانه شاهد شریفی بر لحظه لحظه های رنج من!
ای خوب خواستنی!
اکنون دستان دردمند و نیازمند خویش را بر آستان نیلوفرینت می گشاییم
و از تو
برای همسایه مان که نان ما را ربود، نان!
برای یارانی که دل ما را شکستند، مهربانی!
برای عزیزانی که روح ما را آزردند، بخشش!
و برای خویشتنِ خویش
آگاهی،
عشق و عشق و عشق
می طلبیم!
آمین.

منبع: بخشی از کتاب
"لطفا گوسفند نباشید!"
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان