`

: )


دایما یکسان نباشد حال دوران غم مخور 


+ یحتمل اون موقعی که حافظ جان داشته این بیت رو می سروده نمیدونسته یه روزی یه دختری به این بیت و این مصرعش بخنده. اونم از نوع عصبی ش.


++ کامنتدونی بازه ولی یحتمل جوابی ندارم بدم : )

۹ نظر
جناب قدح
۱۵ اسفند ۲۲:۲۱
پاسخ حافظ :

البته محبوبه بانو تو بشین و غم بخور

محمد رضا
۱۵ اسفند ۲۲:۲۶
خوش یه سعادتتون
امام رضا رو دارین و می تونین راحت برید پابوسشان و حرف دلتان را بزنید
اما ما باید صدها کیلومتر بکوبیم بیام خدمت آقا
(در ارتباط با پست موقتتون...)
برگ سبز
۱۵ اسفند ۲۲:۲۸
گفتم که مجنونی :)
یک دختر شیعه
۱۵ اسفند ۲۲:۵۶
به قول حافظ جان دوباره...
چنین نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند...
: )
بهارنارنج :)
۱۵ اسفند ۲۳:۲۱
سلام
جواب سلام واجبه حلالت نمیکنم:دی
بزن کلت تو دیوار خون بپاشه:دی
امروز واسه منم دگر روزی بودا دگر!چندبار به مرز گریه رسیدم..
ولی خب میگذره:)
:دی
بخند
نیشتو باز کن باز کن 
میمونی رو دستمونا:دی

پاسخ :

سلاملکم : )
بهارنارنج :)
۱۵ اسفند ۲۳:۲۲
عاغا راستی یعنی چی این عادت گذاشتن  لبخند منو همتون برداشتید تحریف کردید!
:|
حوا ...
۱۶ اسفند ۰۲:۰۰
چاره‌ای جز خندیدن نیست :)
بی نام
۱۶ اسفند ۱۲:۱۵
اصولا باید میگفت دائما یکسان نباشه حال دوران غم بخور چون اوضاع روز به روز بدتر میشه! :)))
ŇãşíМ“̈́
۱۶ اسفند ۲۳:۲۵

چون میگذرد غمی نیست :)

غمت کم رفیق :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان