`

روز اول بعد از تعطیلات


از جمع شصت هفتاد نفری بچه ها فقط ده دوازده نفرشون اومده بودن.

درس جدیدی ندادیم و فقط با همون تعدادی که اومده بودن حروفاشونو مرور کردیم و کمی بازی و تمام.

کتاب حروف دستم بود و هی با هم شعبده بازی می کردیم که این حرف چیه و مثلا م(میم) مثلِ میز و از اینجور بازی با حروف

تا اینکه رسیدیم به حرف (اُ) و گفتم بچه ها اُ مثلِ؟ که نازنین زودتر از همه بلند شد و تو چشام زل زد و گفت الاغ (-_-) انقدرم جدی گفت یه لحظه گرخیدم که این الان با من بود یا چی؟ یه نگاه به نازنین یه نگاه به حرف اُ و یه نگاه به خودم 😂 دیدم نه، تصویر الاغِ مهربون تو کتاب بوده و در کنار غاز و قورباغه که نازنین زهرا اول الاغه رو دیده بود 😄


+ شکوفه سیب چقددددددر قشنگه ^_^ یه ده تایی عکس گرفتم همه هم اینشکلی که منو و شکوفه ها یهویی/ منو و سر فنچولایی که یهو پریدن و پشت سرم دیده میشن یهویی :|/ منو تاب بازی بچه ها و شکوفه های سیب یهویی (نموخوام نشون بدم 😁)← نت ندارم.

خلاصه اینجوریا : ))

۲۴ نظر
جناب قدح
۱۴ فروردين ۲۱:۳۵
سلام :)
پس اینجوریا ؟

پاسخ :

سلاملکم : )
یسسسسسس
بی نام
۱۴ فروردين ۲۱:۳۸
خسیسی که نشون نمیدی وگرنه نت بهونه س :))

پاسخ :

اضافه کردم :| از حربه بدی استفاده کردیا ولی دارم برات ^_-
مستر صفری
۱۴ فروردين ۲۲:۰۴
ای جان بازی با بچه ها خیلی کیف میده و این قسمت خره خیلی بامزه بوداا:))
اره خیلی خوشکله، من عاشقشم:))
واقعا عکسای با مزه ای به نظرم انداختیااا:))
و خانم معلم در کنار تاب و یکی از بچه ها روی تاب و شکوفه های سیب، این همه خوشبختی محاله محاله:)

پاسخ :

خییییلی ^_^
معلم؟؟ نه بابا، مربی : )
:دی
برگ سبز
۱۴ فروردين ۲۳:۰۰
اِ... شکوفه ی صورتی شکوفه ی سیب هست 
چه جالب 

پاسخ :

دقیقا دخترامونم به همین موضوع دقت کرده بودن که چه جالبن هم شکوفه ی سفید هست و هم صورتی!
برگ سبز
۱۴ فروردين ۲۳:۰۳
ببین عکستو نشون خواهرم دادم میدونی که شهر ما شهر باغهاست تو این فصل یه عالمه شکوفه می بینیم نمدونیم چه میوه ای هستن
ولی خواهرم تازگیا داره یاد می گیره میگه آلو و گیلاس و سیب صورتیند 
خلاصه ما داریم گوگل سرچ می کنیم :)))) من الان فهمیدم شکوفه های منحصر به فردی که دیروز دیدم مربوط به زردآلوی دوست داشتنیه 

پاسخ :

عکس بگیر ستاره البته اگه زحمتت نمیشه :**
خواهرت فنچوله؟؟ منظورم اینه که کوچولویه؟ 
Alireza z.i
۱۴ فروردين ۲۳:۰۶
):)

پاسخ :

چقدر سختش می کنید خو یه دو نقطه پرانتز بذارید دیگه  : )))
ار کیده
۱۴ فروردين ۲۳:۱۰
عه پس تو پروفایل مربی رو هم بزنین :دی

برای الاغ، با صدای بلند خندیدم. خیلی جالب نوشته بودین :)))

پاسخ :

اوپس هنوز گیر اونی؟؟ : )))) خا اگه زدم این موردم میگم : )))))

اینکه لطف تویه و جالب خوندی ولی بودین نه و "بودی" : ) من اینجوری راحتترم. قربون دستت :*
ار کیده
۱۴ فروردين ۲۳:۲۰
چمش خانوم مربی :)*

آخه ۲ سال بزرگتری :پی

پاسخ :

و باز اگه بگی محبوبه راحتترم تا خانم مربی :دی

بیشین بینیم باو :| 
ار کیده
۱۴ فروردين ۲۳:۲۲
ما پارسال یه نهال سیب کاشتیم. امسال شکوفه داده. میرم و میام ذوقشو میکنم
البته شکوفه هاش سفیده :)

پاسخ :

پارسال منظورت روز درختکاریه (اسفند ۹۶)؟؟ آخه ما هم تو مهدمون نهال کاشتیم اما هنوز جوانه نزده چه برسه به شکوفه -_-
ار کیده
۱۴ فروردين ۲۳:۲۴
بازم چمش محبوبه :دی

پاسخ :

باریکلا گل دختر :*
چشم البته :پی
ار کیده
۱۴ فروردين ۲۳:۲۸
نههه یعنی پیارسال. ۱۵ اسفند ۹۵ :)

"چمش" لوسانه اشه :دی

پاسخ :

آهان
آهانتر!
برگ سبز
۱۴ فروردين ۲۳:۳۸
منظورت شکوفه سیب هست که هر دو رنگ را داره؟ 
خواهر من، مامانِ فنچوله :/ 
عکس از چی بگیرم؟ از گوگل؟ :/ 

پاسخ :

اهان
نه دیگه زحمتت میشه خخخخ
آرزو ﴿ッ﴾
۱۴ فروردين ۲۳:۴۹
من گفتم اُ مثل اردک. متاثر از داستان جوجه اردک زشت که چند روز پیش خوندم! :)

پاسخ :

خدایی هر بار میام اُ رو از بچه ها بپرسم همه شون بلااستثنا الاغ رو مثال میزنن :|| و خب نتیجه اینکه پنج دقیقه میام بیرونو الان نخند کی بخند 😂
بهارنارنج :)
۱۵ فروردين ۰۰:۰۶
چقدر تو خوشخالی الان:))

پاسخ :

ماشاءالله
بزن به تخته : ))))))
آرزو ﴿ッ﴾
۱۵ فروردين ۰۰:۲۱
:)) خب بگو هر کس باید یه کلمه‌ی غیر تکراری بگه تا به معلوماتمون افزوده شه مثلا! :)

پاسخ :

مثلنو خوب اومدی : )
بی نام
۱۵ فروردين ۰۵:۳۷
😍منم از این شکوفه ها میخوام! 

پاسخ :

نمیدم خخخخخخ
حوا ...
۱۵ فروردين ۰۶:۰۰
چه نازه *______*

پاسخ :

عکاسش خوب بوده خخخخخ
حوا ...
۱۵ فروردين ۰۶:۰۱
من بودم نازنین رو بیرون می‌کردم از کلاس :)))

پاسخ :

انقده دوسش دارم که نگو اصن دلم نمیاد.
بانوچـ ـه
۱۵ فروردين ۱۱:۲۹
فقط خواستی دلمونو آب کنی الان؟ :دی

پاسخ :

من غلط بکنم ولی خب هدف همین بود 😁😂
ح. شریفی
۱۵ فروردين ۱۱:۳۵
چقدر زود رفتید مدرسه!
شنبه برید. هماهنگ شده، اونجا بچه ها آشنان
اگه هم کسی چیزی گفت بزنید تو دهنش بگید آقای ح. شریفی هماهنگ کردن :)
اون رفیقتون که گفت الاغ سالم موند؟ :)

پاسخ :

البته مهد :دی
بنده هنوز بزرگ نشدم و میرم مهد 😂 
رفیقم کجا بود؟ یکی از بچه هامونه.
جناب دچار
۱۵ فروردين ۱۱:۵۲
:))

پاسخ :

همیشه به شادی
عباس زاده
۱۵ فروردين ۱۲:۱۲
سلام مومن
روز اول چون غیبت ها زیاده میچسبه معمولا (لبخند)
عاقبتتون بخیر به حق حضرت ابوتراب

پاسخ :

سلاملکم
آره خب ولی رفتن ما هم اجباری بود وگرنه این دو روز تعطیلی رو شاخش بود : )))))
ح. شریفی
۱۵ فروردين ۱۵:۵۸
الان فهمیدم چی شد.😂😂
پس هیچی دیگه بچه ها زودتر اومدن😁
شاید باورتون نشه، دوران راهنمایی با شلنگ مارو تعطیل می کردن و می گفتن برید خونه. نه اینکه ما خیلی درس خون بودیم، کلا مرض لجبازی داشتیم 😊😁
یه بار یکی از بستگانمون تعریف میکرد، زمانی که بچه بود به پدربزرگش گفت: بابا بزرگ یه خر دیدم خعلی بزرگه!!
پدربزرگه بنده خدا خواست با شور و شعف نوش همزادپنداری کنه گفت: چقدر بزرگه؟
بچه گفت: هم اندازه ی خودت
😂😂😂

پاسخ :

خخخخخخخخخ عالی بود 
یعنی پوکیدم از خنده
صدیقه
۱۵ فروردين ۲۱:۵۷
مام ازین درختا تو دانشگاه داریم از بهمن شکوفه داده! سوز به دلت!خخخخخ

پاسخ :

مرض 😂 خوش بحالت :دی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان