`

یهوییـــــــــ نوشتــــــــــــــــــــ

 

تا حالا دقت کردین اکثر پست هایی که گذاشتم شب بوده!

دلیلشو خودمم نمیدونم.

انگاری باورم شده که من محبوبـه ی شبــــم ^_^



+کم کم خونه تکونی مامان جان داره شروع میشه! حالا این وسط من هر چی گلو پاره کنم که الان زوده، کووووووو تا عید و اینا افاقه نمی کنه...

+شما هم مثل من اگه یه روزی اتاقتون نامرتب باشه و حس جمع کردنشو نداشته باشین، وسایلتونو راحت پیدا می کنین یا نه گیج میشین!؟

+تا حالا نشستین تا مامانتون موهاتونو ببافن؟ (یحتمل میدونید که منظورم خانم هاست : |  )


* این عکسو از پستوهای گالری گوشیم پیدا کردم :دی

*ببینید و راضی باشید :)


                           

۱۷ نظر
سِناتور تِد
۱۷ بهمن ۲۳:۵۱
من دیدم و راضی نشدم
تکلیف چیه؟ ;)))

پاسخ :

ازَسَّر ببینید خو:)
ایقد ببینید تا راضی بشید :دی
حوا ...
۱۸ بهمن ۰۰:۳۰
محبوبه ی شبی :)

نه تا حالا مامانم موهام رو نبافته! :|

پاسخ :

خخخ آره واقعا ❤
بزار ببافن خیلی خوبه ^__^
خاتونِ گیس گلابتون...
۱۸ بهمن ۰۱:۱۷
بله مامانم موهامو بافته ولی بیشتر من موهاشو میبافتم و شونه میکنم وقتایی که خیلی کلافه و خستم تا آروم شم :)

درباره عکسم باید بگم
دلم ازین دوست ها نمیخواهد
اینم دلم نمیخواد که خونه ول کنم
جدیدا تو خونه فسیل شدن رو ترجیح میدم
:))

پاسخ :

عه چه باحال :)  ولی موهای مامان من خیلی کوتاهه😔 

خخخ فاطمه سادات بدجور از عکس دلخوریااا 😅
منتـــظر المـهـدی۳۱۳
۱۸ بهمن ۰۷:۳۹
بچگی ها آره یادش بخیر موهامو میبافت

پاسخ :

چرا یادش بخیر؟

منتـــظر المـهـدی۳۱۳
۱۸ بهمن ۱۱:۱۳
خب یاد کودکی افتادم گفتم یادش بخیر

پاسخ :

آهان😅
پس یادش بخیر :))
حسین مداحی
۱۸ بهمن ۱۲:۰۷
ما کلاسمون بالاست اتاق شخصی نداریم.

پاسخ :

اصن چه معنی داره؟
اتاق باید محل رفت و آمد همه باشه والا :)

منِ ناشناس
۱۸ بهمن ۱۲:۱۵
از عکس راضی بودم:)

پاسخ :

🙌 خداروشکر :)
آرزو ﴿ッ﴾
۱۸ بهمن ۱۳:۲۷
محبوبه‌‌ی شب ^_^
+ واقعا زوده‌ها، ما ۱۰ روز یا نهایتا دو هفته مونده به عید شروع می‌کنیم.
+ اتاق من غالبا نامرتبه! تا حالا که مشکلی با پیدا‌کردن وسایل نداشتم :)

پاسخ :

😍😘
منم همینو میگم :( الان که شروع کنن تا دم عید دوباره خونه مثل قبل میشه و دوباره کاری نیاز داره. اوووه نه بابا ما پارسال از هفته ی دوم اسفند فک کنم شروع کردیم :دی
اصن عشقیییییی... منم با این مشکلی ندارم چون خودم میدونم چی رو کجا گذاشتم خخخ
ایمان
۱۸ بهمن ۲۲:۰۶
اصن بعضی ها حس خودشیفته پنداری دارن منظورم با شما نسیت هاا با بعضیاییه که خودشون میفهمن:)زود که زوده ولی خب مادر دیگ استرس دارن عید خونش تمیز باشه:)
من کلا بدم میاد اتاقم بهم ریخته باشه!ولی همیشه دنبال وسایلم میگردم اخه حواسم سرجاش نیس فکرم مشغول حتی میشه گفت الزایمر گرفتم!موبافتن؟؟حالا اگ من بگم نشستم موهامو حنا کردن چی؟مشکل پیش میاد؟
حالا که عکس رو نگاه میکنم میبینم کیفیت نداره پس راضی نیستم!

پاسخ :

یا خدا o_0
همچین کامنتی از شما بعید بود! 

بله بله متوجهم😠 
بابا استرس چی؟ وقتی هممون بسیج میشیم...
اتاق آقا پسرا که همیشه شلوغ و بی نظمه (حالا تو همه چی یه استثناهایی هم وجود داره) یحتمل به خاطر کنکورِ. ان شاءالله رفع میشه :)
خخخخ نه بابا چه مشکلی... اتفاقا یه موجود دوستداشتنی هم من دارم که اونم کلشو حنا میزاره :دی
کیفیت به این خوبی... خوب که نه عالــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی😝
ایمان
۱۹ بهمن ۱۳:۲۵
همی که هس!موجود دوس داشتنی؟مو دگ با شما هیچ حرفه ندروم!تموم

پاسخ :

😒
ها دیگ! 
وا چرا!؟
دختریم ...
۱۹ بهمن ۱۹:۰۲
نع من هیچ وقت موهام رو اونقدر بلند نکردم که مامانم واسم ببافه اون موقع هاییم که بلند بود به خاطر مدلش نمیشد بافت چون همیشه مو کم میومد :|
البته آبجیم موهام رو ببافه دو قسمت میکنه بعد هر کدوم رو از کنار گوشم میبافه اصن یه قیافه ای درمیاره :| :| :|

پاسخ :

متاسفانه یا خوشبختانه من موهام همیشه بلند بوده و هست.... به قول پدر گرام که می فرمایند: خوشکلی زن به موهای بلندشه!  ولی مامانم همیشه موهاش کوتاه بوده خخخخخخ
ناز بشی الهـــــــــــــی ^_^ 
بافت دو طرفه رو دوس دارم :)
آسد حمید
۱۹ بهمن ۲۱:۰۳
چه عکس قشنگی ... چه نوشته باحالی :)

پاسخ :

:) ممنون
 (:
ایمان
۱۹ بهمن ۲۱:۴۳
موجود دوس داشتنی تون چیه؟

پاسخ :

داداش مهدیم :))
داداش بزرگم :)
ایمان
۱۹ بهمن ۲۲:۰۰
فک کردم فوش دادین اول بهم:|

پاسخ :

😑
میگم من یه موجود دوستداشتنی دارم اووخ شما میگن، فکر کردین به شما جسارت کردم؟
واقعا؟ 
عذرخواهم اگه سوءتفاهم پیش اومده :)
ایمان
۱۹ بهمن ۲۲:۲۳
نه بابا این حرفا چیه:)

پاسخ :

(:
احمد
۱۹ بهمن ۲۳:۲۶
به نام خدا......واقعا محبوبه شبین.... ساعت 2کامنت می زارین... تو نماز شب هاتون مارو هم دعا کنید... خانه تکانی زیاد خوشم نمی یاد... 

پاسخ :

:) از بی خوابیه! عذر تقصیر اگه ناراحتتون می کنه! اصلاح می کنم.
نه هیچ وقت توفیق نداشتم:( 
یحتمل به خاطر کارای سنگینیه که رو دوشتون میزارن!
احمد
۲۰ بهمن ۰۰:۱۲
به نام خدا... نه من که ناراحت نمی شم.... از اینکه پیام می زارین ممنونم.... إن شا الله که خدا توفیق به همه بده که نماز شب خون بشن.... من چون تک پسرم خیلی کار بهم نمی گن.... من شرمندشون می شم.... تو سخنرانی دومم در مورد احترام والدین صحبت کردم واقعا گوهر هایی هستند که من هنوز قدرشون رو نمی دونم الان که ازشون دورم می فهمم چقدر فرشتن.... 

پاسخ :

خب خداروشکر.... 
:)   ان شاءالله.... دیگه بدتر چون تک پسرید باید دوبله بهتون کار بگن تا انجام بدین! عه سخنرانی داشتید؟ قبول باشه.... بله همینطوره و وقتی که خدای نکرده از دستشون میدیم، تازه می فهمیم چه گوهر هایی بودن ( خودمم اکثرا فراموشم میشه :(  ) 
درباره من
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ
لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان