گاه نوشت های من

گاه نوشت های من



وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ
لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ

آخرین مطالب
آخرین نظرات

خدایا یکم قوت عنایت کن +بعدانوشت

سه شنبه, ۸ خرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۲۰ ب.ظ

تقریبا هفته یا هفته های آخری که در خدمت بچه های پیش ۲ یا همون پیش دبستانی مون هستیم/قبل از شروع ترم تابستانه/
وسایل بچه ها رو جمعبندی کردیم و منتظریم تا والدینشون بیان برای تسویه حساب و بردنشون. بعضیاشون وسایلشون ناقصه. یا قیچی و لگو ندارن یا مداد شمعی و وسایل دیگه شون کمه. از خود والدینشونم که میپرسی همه چیز داشت میگه آره وسایلش تکمیل بوده! در صورتی که توی دفتری که این چیزا ثبت شده، تیک اون وسیله زیرش نخورده! ایراد از کی و کجاست خدا داند (منکه اول سال نبودم.)


امروز خانم عکاس اومد و از بچه ها عکسای خوشگلی با لباس و کلاه فارغ التحصیلی گرفت. برای همه شون ذوق کردم. وقتی دخترا با موهای باز و افشون شده روی شونه شون کلاه به سر منتظر نوبت شون بودن تا برن روی جایگاه بایستن و عکس بگیرن، یا پسرامون با فرق کج و تارهای مویی که از زیر کلاه خودنمایی می کرد، اصن باید بودین و می دیدینشون 😍

بعدانوشت:
دیگه صلاح نیست عکس بچه ها رو کامل نشون بدم.
اتفاقی نیفتاده ولی خب اینجوری بهتره : )

ببینید و راضی باشید : )

همین یه دونه عکس رو هم توی شلوغی و هماهنگ کردن بچه ها و اینکه خدای نکرده نپرن به هم، گرفتم. 


رفته بودم خونه بی بی تا ناهارشونو بدم.
بعد از گرم کردن و پهن کردن سفره شون، کمی ازشون فاصله گرفتم و ناخواسته دراز کشیدم. انقدر خسته بودم که نفهمیدم چطوری خوابم برد و چیزی که باعث تعجبم بعد از بیداریم شد این بود که با اینکه فاصله م کم بود اما اصلا متوجه جمع شدن سفره توسط باباجونم نشدم! حتی ظرفا رو هم جمع کرده بودن و شسته بودن!

+خدایا توانمو بیشتر کن.
دارم کم میارم.


۹۷/۰۳/۰۸
محبوبه شب

نظرات  (۲۲)

خداقوت
پاسخ:
ممنونم : )
۰۸ خرداد ۹۷ ، ۱۷:۵۶ بهارنارنج :)
خداقوت
پاسخ:
: ) ممنونم
۰۸ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۱۰ فرید پرهمت
از طرف منم خدا قوت...
پاسخ:
ممنونم : )
۰۸ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۲۳ اسمارتیز :)
خداقوت
پاسخ:
:|
ممنونم : )
۰۸ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۲۳ اسمارتیز :)
دی: 
پاسخ:
:||
خدا قوت 
پس عکس ها کوش؟
پاسخ:
مرسی
عکسهایی نیست
فقط یه عکسه که اونم چون خسته بودم حوصله م نکشید آپلود کنم
ان شاءالله شب
خدا رو شکر که به خیر و خوشی داره تموم میشه ...
:) 

وقتی تو پایگاه بسیج در حد جیغ و داد و فغان از. زیادی کار و خستگی داشتیم تلف می شدیم 
یه جمله ی باحالِ میگفتن که دوست داشتی پاشی بزنی تو سر بنده خدا :))
" لبخند بزن بسیجی ... " :دی :))

الان بنده تقضا دارم لبخند بزنین بسیجی :))
نصف ماه عین برق و باد گذشت :) فرصت زیادی باقی نمونده ...
پاسخ:
الان من دقیقا دوست دارم ناقل این جمله رو بزنم ولی خب اسلام دست و پامو بسته :| پس شانس آورده اون بنده خدا -_-
:| 
:| 
:| 
:|
:|
:|
:|

پاسخ:
ل
ب
خ
ن
د
ب
ز
ن
ب
س
ی
ج
ی
:d
:دییییییییییییییییییییییی D:
پاسخ:
ما بیشتر : )))
خسته نباشی و خداقوت :)
خوب‌تری؟
پاسخ:
ممنونم جانم :*
خداروشکر عالیم
خدا قوت :)

دست خدا همراهتون ...
پاسخ:
: ) ممنونم جناب قدح
خدایا توانشون رو بیشتر کن
پاسخ:
آمین.
۰۸ خرداد ۹۷ ، ۲۳:۲۶ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿✿
ای جان

چه ذوقی کردن پس امروز


شما هم خسته نباشید :)
پاسخ:
جونت سلامت : )
آره
بعضی از خونواده ها مایل نبودن بچه شون عکس بگیرن
خیلی پژمرده و ناراحت بودن
دیگه با تماس ها و پیگیری های معاون جانمون تقریبا همه بچه ها عکس گرفتن ^_^
مچکرم بانو : )
بچه نیستن که، عروسکن لامصبا :)) عاشق بچه هام :))
داری تلف میشیااا😁 خدا بهت رحم کنه :))
پاسخ:
عروسکو خوب اومدی
عروسکای زبون بازِ دلبرِ گودزیلا 😂

ها بوخدا
یعنی از بعد خونه بی بی، هم میرسم خونه می افتم تا خود افطار 😩
منم بگم خدا قوت؟ :))
پاسخ:
نه تروخدا : )))))))
۰۹ خرداد ۹۷ ، ۰۴:۲۵ خانم کوچیک
این حجم از مفیزانه بودن شما من و از خودم بی‌زار کرد که /:
خدا قوت.
پاسخ:
یا خدا!!
چی چی؟؟

چرا بیزار بالان جان؟؟
ممنونم!
چه عکسی 😍 اصلا یهو دلم خواست به صورت خیلی داوطلبانه ! خودمو دعوت کنم همچین جشنایی :))
دیدن این همه فسقلی تو همچین لباسی یکی از بهترین خاطرات عمر آدم میشه :)) 😁
پاسخ:
: )
دختر دوتا ظرف جمع کردن شستن خب.! توانت اوکیه ولی خب آدمه دیگه خسته میشه کم آوردن نداره که :)
با این حال باز من با خداجونم حرف زدنی بهش میگم به توانت بیافزاید.
پاسخ:
بالام جان بی بی و بابا جون مسنن. خیلی (خدا همه مامان بزرگا و بابا بزرگا رو برامون نگه داره)
زحمتت بوس بوس
خدا بهتون قوت مضاعف بده
پاسخ:
ممنونم.
+خیلی التماس دعا دارم
محتاجیم به دعا
چشم
پاسخ:
سپاسمندم : )
۰۹ خرداد ۹۷ ، ۱۲:۱۶ محسن رحمانی
بفرما اینم مربی مهدمون :دی از همین الان تنبل شدن رفت :دی


چرا صلاح نیست ؟
پاسخ:
چون دیدم عکسی رو که اینجا آپلود کردم و با یه سرچ معمولی اون عکس + آدرس وبلاگم اومده بالا!!
۰۹ خرداد ۹۷ ، ۱۲:۲۲ محسن رحمانی
خدا قوت .
ان شاالله خدا توانتون رو افزایش بده.
پاسخ:
ممنونم : )
ان شاءالله

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">