خواست خدا


هر وقت یه مناسبتی شده مثل شهادت ائمه یا محرم، با خودم میگم اگه من اون زمان زندگی می کردم کدوم طرفی بودم؟ طرف حق یا باطل / بهشت یا جهنم...


به تازگی سریال «معمای شاه» تموم شده. نمیدونم نگاه می کردین یا نه؟ وقتی به قسمتهای زمان انقلاب میرسید و شکنجه ها و سختی هایی که جوونای همین مملکت بابت به ثمر رسیدن میوه ی انقلاب کشیدن باز هم همون فکر همیشگی به ذهنم میومد. نمیدونم منم یه دختر انقلابی میشدم یا نه تو خونه مینشستمو پا رو پا می انداختم و فقط از دور نظاره گر بودم؟ 


+ یه جا خوندم که میگفت اگه همچین سوالی براتون پیش اومد بگین به خواست خدا حتما طرف حق رو می گرفتم و به خواست خدا فرزندان رسول خدا رو همراهی می کردم....




+امروز صب خواهرم و خواهرزادم اومدن خونمون. اگه میدونستم مرغ آمین رو شونه هام نشسته و منتظره تا من یه آرزو کنم و اونم بگه آمین، حتما یه چیز دیگه می خواستم 😁

کلی با عشق کوچولوم بازی کردم. این فسقل با اینکه دو سال و نیمهِ، ولی یه حرفایی میزنه که همه انگشت به دهان میمونن! البته بی خود نیست که بهشون میگن از نسل گودزیلان :دی


از قدیم گفتن «آشپز که دوتا شد، غذا یا شور میشه یا بی نمک» ... حالا من که آشپزیم خوب نیست ولی امروز که با یسنا کیک درست کردیم، نمیدونم چرا خوب نشد! البته به نظر خودم، آخه مامان و خواهر خانمی که گفتن خوبه😉

+ مثلا خواسته زبرا بشه خیر سرم :دی

+ چرا من متنبه نمیشم آخه😟 شنیدین که میگن «چوب خدا صدا نداره»... چن روز پیش یکی از بلاگرا یه پست از کیک پختنش گذاشته بود که اونم کیکش مثل من ولی به مراتب خوشکل تر شده بود، اونجا من به شوخی دستش انداختم که «کجای این کیکت شبیه زبرا شده :) ؟» فک کنم آهش دامنو گرفت! ( البته میدونم آه نکشیده 😊) 

*کیک زبرا کیکی است که مخلوطی از دو مایه ی سفید و کاکائویی است نقطه و در آخر با یه وسیله ای مثل نوک چاقو یا خلال دندان ( البته تمیــــــــــــز😏) روی آن طرح میدهید دوباره نقطه :دی

#جلف_نباشیم

+تا یادم نرفته بگم.. یسنا یه اخلاق خاصی که داره اینه که وقتی از یه خوراکی خوشش بیاد اگه ازش بپرسی، خوشمزه ست؟ میگه نه، بد مزه ست! تا شما رو به خیال خودش دست به سر کنه تا از خوراکیش نخواین😀😀

+ اینم کیک نازنینم... ببینید و راضی باشید :)


                           

خب هر وقت این سوال براتون پیش اومد به این فکر کنین که آیا الان انقلابی هستین؟ جنگ و مقاومت هنوز تموم نشده. هنوز هم زمینه برای انقلابی بودن وجود داره.
اون که آره ولی بیشتر به این فکر می کنم که تونستم با اخلاقم، رفتارم و یا حجابم یکی از خدمتگزاران و سربازان امام عصرم باشم یا نه؟
 آخه من یاد اون عالِمی میفتم که می‌گفت ما هم اگه زمان امام حسین(علیه‌السلام) بودیم از یارانش می‌شدیم و اینا. ولی شب خواب دید که هی جاخالی میداده و تیر می‌خورده به امام!
ولی به‌هرحال مممون از + ِ اولی :)
واو! چه هنرمندانه!
+ ِ یکی مونده به آخر: :دی خیلی باحاله!
این  که عالِم بوده خواب اینچنینی دیده دیگه وای به حال فردی چون من! خدا عاقبتمونو بخیر کنه ان شاءالله :)

قربونت 😉
ما اینیم دیگه خخخ 😎
+عخییییی دود داشتی!؟ ورش دار واسه خودت ناقابله ^__^ 
میگم که یه‌چیزی؛ معذرت می‌خوام فکر کنم اشتباه گفتم! عالِم نبوده ظاهرا!
حالا به‌هرحال مهم اینه که تفکربرانگیز بود دیگه، حتی اگه داستان بشه.
ولی مجددا معذرت می‌خوام.
در هر صورت مهم عمق فاجعه ست...
درسته عزیزم :)
نه بابا این چه حرفیه :))
به نام خدا ...بعضی وقت ها منم تو این فکر می افتم ایا تو زمان عرب جاهلی من پیرو عمر می شدم یا پیرو امیر المومنین حضرت علی ع .....این سوال ذهنمو اذیت می کنه....ولی برای امید واری خودم ...می گم همین طور که الان پشت ولایت فقیه هستم ...وعشقم رهبرم هست ...صد در صد اون زمان هم عاشق امامم می بودم...کیکتون هم قیافه زیبایی دارد ...اما طعمشو نمی دونم.....
دقیقا منم همینا رو به خودم القا می کنم...
ممنون، نظر لطفتونه... به قول یسنا: بدمزه ست :)
جمعه ۲۲ بهمن ۹۵ , ۲۲:۰۳ خاتونِ گیس گلابتون...
دلم برای این جور کیک درست کردن تنگ شد :)
قبول باشه عزیز دل

خو تنبل خانم وخز درس کن دیگه 😅
چی قبول باشه فاطمه سادات!؟ الان مخم هنگولیده o_0
خیلی ظاهرش قشنگه حتماطعمشم خوب شده.اول سرکه پست رو دیدم فک کردم کیک آماده اس.
خخخخ واقعا؟ 
نه دیگه اونقدرام خوشکل نیست!
ولی میسی ممنون🙏😉
جمعه ۲۲ بهمن ۹۵ , ۲۲:۳۵ خاتونِ گیس گلابتون...
برای کی درست کنم در و دیوار؟ :)
اعتراف میکنم با این که کامل پستت رو خوندم ولی اینقدر ذهنم درگیر یود موقع نوشتن دیدگاه که فکر کردم ته خط اول نوشته بودی این جور مواقع کیک میپزی برای همین اون حمله رو گفتم :))
وا :| 
واسه دل خودت :))

 آهان😅 موردی نداره بالام جان :)
همچینم بیراه نگفتی، میدونی چیه، من دیروز دوتا کیک درست کردم، اگه به انجمنای سایت جیم سری زده باشی، اول هفته ی پیش یه سوالی پرسیده بودن  که « چه کاری میکنی تا بتونی یک یا چند نفرو خوشحال کنی؟ / یه چیزی تو همین مایه ها ) منم فکر کردمو نوشتم، جمعه صبح کیک درست می کنم واسه بچه های مسجد محلمون  که احکام یاد می گیرن و براشون میبرم.... هفته ی پیش که سرماخورده بودم، امروز توفیق داشتم تو جمعشون باشم و حرفمو عملی کنم  :))
جمعه ۲۲ بهمن ۹۵ , ۲۳:۰۶ خاتونِ گیس گلابتون...
واسه دل خودم درست کنم بعد بریزمش دور؟ کی بخورتش خب؟ :))

گمونم چهار ماهی شده جیم نمیام دیگه. همه خوبن؟ :) پس دلم بی راه نگفته بود و میشه روش حساب باز کرد
تو درس کن دندون داراش پیدا میشن :دی
خب خونوادت که الحمدلله از مسافرت برگشتن، مگه اونا کیک خور نیستن!؟
اصلن می خوای درس کن، سوت بزن من میام یا میخورم یا میبرم خخخخ

آهان گفتم شاید چراغ خاموش بیای و یه سری بزنی! :دی
الحمد لله که حال مجازیشون خوبه :)
اوهوم اوهوم خخح
جمعه ۲۲ بهمن ۹۵ , ۲۳:۵۵ خاتونِ گیس گلابتون...
نه هیچ وقت از این تیپ آدما نبودم و نیستم. یا رومی روم یا زنگی زنگ. یا هستم یا نیستم :)
خخخخ کلا تو کف کامنتات میمونم...
هر وقت کامنت گذاشتی اولش هنگ میکنم میگم: چی شده؟(با صدای فامیل دور لفن خخخ) بعد جواب کامنت قبلتو میخونم که ببینم قضیه از چه قرار بوده :))

اوه یِس 😉
شنبه ۲۳ بهمن ۹۵ , ۰۵:۵۴ یه بنده خدا ... ....
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
این ایام بر شما هم تسلیت باد
التماس دعا
سلام.
بر شما نیز تسلیت...
حاجت روا.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
به توکل نام اعظمت...

آنچه دلم خواست نه آن می شود
هر چه خدا خواست همان می شود

خیلی وقت بود می خواستم یه مطلبی رو عنوان کنم ولی به هر دلیلی فراموش میشد.
به گاه نوشت های من که تشریف میارید اصلا لازم نیست زیر مطالب کامنت بذارید، همین که لطف می کنید و می خونید ممنونم : )
اگر قصدتون از دنبال کردن دنبال شدنه لطفا دنبالم نکنید. صرفا جهت اطلاع اون دسته از افرادی که خصوصی پیام میدن که دنبالم کن تا دنبالت کنم : )
در مورد دوستان محبوبه شب: اگه بعضی اوقات زیر مطالبتون کامنت نمیذارم به این معنا نیست که نیومدم و نخوندمتون. میام، می خونم ولی یا حرفی برای گفتن ندارم یا وقت نمی کنم که از پست ارزشمندتون تشکر و نظرمو درج کنم. یحتمل تو این مدت منو شناختین که اگه از پستی خوشم بیاد و وقت داشته باشم، چترمو باز می کنم و چند دقیقه ای نویسنده ی وبلاگو از نظرات ارزشمند خودم مستفیض می کنم(مثلا نظرات کارساز میدم :دی)
دیگه چی...
اووووممممم...
مطلب دیگه ای نمونده...

و من اللّه توفیق : )
آخرین نظرات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
پیوندها
Designed By Erfan Powered by Bayan