گاه نوشت های من

گاه نوشت های من



وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ
لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ

آخرین مطالب
آخرین نظرات

افطاری

شنبه, ۱۹ خرداد ۱۳۹۷، ۰۴:۳۱ ب.ظ


آخه این انصافه یک شب سه جای مختلف دعوت باشی و خانواده پاشونو توی یک کفش بکنن که الا و بلا فقط خونه خان عمو چون ایشون زودتر اطلاع دادن :|


افطاری مهدو چیکار کنم دوست دارم برم اونجا :(



+اینجا رو هم دریابید..

ورود آقایون ممنوع : )))


۹۷/۰۳/۱۹
محبوبه شب

نظرات  (۱۸)

ما هم هر سال این روزهای آخر ماه رمضون از چند طرف دعوت میشدیم. امسال ولی همه همون یکی دو هفته اول دعوت کردند. دیگه هیچ جا نداریم :))

+ ممنون عزیزم
پاسخ:
میدونی این شب مذکور شب بیست و هفتم ماه مبارکه که اغلب افطاریاشونو این شب میندازن.. به همون دلیلی که شاید شب قدر شب بیست و هفتم باشه اینجا
چه خوب خوش بحالت :(

+کاری نکردم : )
سلام :)
یه دختر خوب حرف پدر و مادرشو گوش میکنه و میگه چشم ...

مهد کیلو چنده ؟ فقط خان عمو !
پاسخ:
سلام جناب قدح بزرگوار
چشم : ))) 
بعله :||
فک کردم اون پست مال توه محبوبه :|
پاسخ:
😁
من جات بودم میرفتم همونجا که دلم باهاشه :)
دلمم با مادر بود.

قبول باشه 
بجای منم بخور 
دارم می میرم از گشنگی :|


سلام به روی ماهت 
پاسخ:
سلام عزیزم
خدا رحمت مادر بزرگوارتو... 

منم هلاکم.. 
لبام خشکی زده و با هر بار خندیدن یه سمتش چاک می خوره و خون میاد :/ با اینکه اغلب چرب می کنمش ولی همیشه کویره :/
۱۹ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۱۳ محسن رحمانی
یه راه حل داره که به هر سه جا برید . میشه 35 هزار تومن بگممممم :دی

خا حالا ما آقایون شدیم نامرحم ؟ حاالا اگه من فردا یه پست نذاشتم ورود دخترا رو ممنوع
اعلام نکردم :دی جنگ جنگ جنگ :دی خخخخخخخخخخخخخخخخخ
پاسخ:
بفرمایید 

پست من نیست ولی خب درد همه ما دخترا بوده و صلاح نویسنده اون وبلاگ در این بوده که رمزی باشه.
۱۹ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۱۶ محسن رحمانی
عاقا اول برید خونه ی خان عموتون تا اذان رو دادن سریع دولقمه بخورید بلند شید برید مقصدبعدی دولقمه دیگه بخورید سریع برید مقصد اخر ودر مقصد آخر به قصد کشت بخورید
به همین سادگی :دییییییییییییییی خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
پاسخ:
خخخخخ
به قصد کشت رو باس بذارم مورد آخر که از همه توپ تره : ))))
می دونم که به خاطر غذا نمی گین وگرنه میگفتم بگین غذا مهدو نگه دارن 😶😶😶

حالا بعد ماه رمضون هیشکی تحویلمون نمیگیره ها :| 😓 الان همه یه جا دنبال ثوابن
پاسخ:
😂😂 دقیقا
من تا حالا هیچ افطاری خانوادگی‌ای دعوت نشدم. فقط این دو سال افطاری‌های دانشگاه بوده که اونم نرفتم :|
و در جواب سوال، خیر؛ آدم باس بتونه بره اونجا که دلش هست :)
پاسخ:
واه چرا؟! 
من سوال پرسیدم؟! کو؟؟ لامصب دل من هر سه جا رو دوست داره بره
یکی خونه خان عمو.. اون یکی مهمونی خان دایی و سومی هم مراسم افطار مهد :(
خونه عمو همیشه رفتی خب :| مهد سال اولته باید میرفتی اونجا :|
پاسخ:
اونوقت اگه خونه عمو نرم مامان میگن باس بریم خونه خان دایی :| نه مهد :(
خب تو برو مهد اونا برن اونجا... نمیشه؟🤔 
پاسخ:
مگه به خرجشون میره :|
خوب برید مهد.
افطاری دعوت شدن خیلی خوب است.
چرا؟
چرا ورود آقایون ممنوع است؟
پاسخ:
نم شه :(
صلاح نویسنده در این بوده که خانمانه باشه..
+بیش از این اجازه ندارم چیزی بگم.
خخخ...
شیطونه می گه برم یه کمپین بیانی راه بندازم علیه این تبعیض نژادی...
پاسخ:
:d جنسیتی البت : ))))))))))
حمایتتان می کنم : ))
۱۹ خرداد ۹۷ ، ۲۳:۱۲ محسن رحمانی
خوب ما نیز گفتم مقصد اخر دیگه :دی
پاسخ:
بعله :|
ما حرف زور نمیپذیریم :|
پاسخ:
برادرای منم همین شکلین :|
بستگی داره کدوم یکی چرب و چیل ترِِ :)
من بودم می رفتم مهد، ندای دل را عشق است.
پاسخ:
منم دلم همونوره ولی نمیشه روی حرف پدر و مادرم حرف بزنم.
خونواده برن افطاری عموت تو برو مهد=))
پاسخ:
یعنی خوشم میاد همه تون قشنگ بلدین دلمو بسوزونید 😁
من بودم می‌رفتم همون مهد
پاسخ:
بفرما 😁
آخه این انصافه... (بقیۀ جمله‌ت)
سوالی خوندمش من😶
پاسخ:
آهان : ))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">