گاه نوشت های من

گاه نوشت های من



وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ
لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ

آخرین نظرات
  • ۱ بهمن ۹۷، ۰۹:۲۷ - ŇãşíМ ĶĥăŅŭМ
    :(

همون تیتر پست قبل

شنبه, ۲ تیر ۱۳۹۷، ۰۱:۱۳ ق.ظ


ادامه از پست قبل


۳- رنگا چی میگه؟! 😶

از دور فکر می کردم بساطیه و یحتمل شال و روسری بساط کرده.. 

ولی هر چه نزدیک تر میشدیم تعجب مونم بیشتر میشد!

نگو این رنگای دلبر، لواشکن :|


۴- بجان خودم اگه آرد و خمیر و بساط نون پزی بود، امتحان می کردم.

به قول سریال اخراجیا

کی مرد عمله‌‌؟؟ 

مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن : )

۹۷/۰۴/۰۲
محبوبه شب

نظرات  (۲۲)

۰۲ تیر ۹۷ ، ۰۱:۳۴ یک دختر شیعه
وای: ))))
چه قدر خوبن اینا محبوبه
😱
ابیه با طعم چیه فک می‌کنی؟بلوبری ینی😂😂
پاسخ:
اصن نمیدونم بلوبری چی چی هست : ))
فقط ژله شو خوردم : )))))
حالا بین اون لواشکا رنگ تیره یکم منطقی هست که از چی میتونن درست شده باشن، ولی خداییش سبز و آبی رو کجای دلمون بذاریم؟؟؟؟؟😐😐😐

نون سنتی میپختم اون موقع که نون پختن مد نبود😁
پاسخ:
خخخخ واقعا
سفید حتا : )))
بابا قپی نیا دیگه : )))))
روسریشو :) 
عینک چشمته؟ 
پاسخ:
بله : )
عزیزم خودت گلی. چرا گل گذاشتی جای صورت ماهت؟
پاسخ:
توقع نداری که چهرمو نشون بدم؟ ^_-
۰۲ تیر ۹۷ ، ۱۰:۳۴ استاد بزرگ
همه چی به کنار ...
ولی مگه لواشک سبزم داریم؟!؟!؟!؟!
داریم؟؟؟؟
:)
پاسخ:
یحتمل داریم دیگه : ))
نهههههه هر کسی که طاقت نداره صورت ماهت رو ببینه. من استثنا بودم :*
پاسخ:
حواسم هست دیگه از این حرکتا نزنم :|
۰۲ تیر ۹۷ ، ۱۳:۰۹ محسن رحمانی
:)

کدوم حرکت :دی
پاسخ:
رخ نشون دادن -_-
۰۲ تیر ۹۷ ، ۱۳:۱۷ محسن رحمانی
پس باس بگیم محبوبه نونوا :دی
پاسخ:
تو خونه گاهی اوقات خمیر بازی می کنم ولی خب نون پختن اونم سر تنور ^_^ تا حالا امتحان نکردم.
میگن کیوی هست انگار 
ولی خوب من باور نمی کنم 
پاسخ:
چقدرم که لواشک کیوی بد مزه ست
تو راه که بودیم از فاروج لواشک خریدیم. به بابا گفتم لواشکش ترش باشه ها
گفت باشه.. خودم تنبلیم شد برم بگیرم. بعد که کلی از اونجا دور شده بودیم یکم خوردم دیدم اصصصلا ترش نیست :| نگو این برای بابا ترش بوده نه برای منه ترش خور : ))))
۰۲ تیر ۹۷ ، ۱۳:۲۵ محسن رحمانی
خوب امتحان کنید .
پاسخ:
چشم :|
+نشد که بشه دیگه.
همه نوناشونو پخته بودن و فقط می خواستن بفروشن :|
۰۲ تیر ۹۷ ، ۱۳:۳۱ محسن رحمانی
خوب بگید اگه خمیر دارن بدن درست کنید.
پاسخ:
😯 من هر چی بگم
شما باز حرف خودتونو میزنید..
شایدم من بد میگم!
ببینید کلا خمیری ندارن و تنور هم خاموشه
چطوری نون بپزم آخه؟ 😆
:)))
پاسخ:
همیشه به خنده : )
۰۲ تیر ۹۷ ، ۱۳:۳۵ محسن رحمانی
خوب فردا بیایید :دی
پاسخ:
😫 خدایا دیوارتو بیار من سرمو بش بکوبم
۰۲ تیر ۹۷ ، ۱۳:۳۹ محسن رحمانی
خخخخخخخخخخخخخخخخخ
پاسخ:
خدایا دیوارو ولش
بذاریدشون توی اولویت.
سفر به خیر ...
پاسخ:
ممنون
@
استاد بزرگ 
کیوی سبزه :)
لواشک سبز داریم 
و البته میوه های کوهی و میوه های سبز دیگه هم هست که وجود داره :)



خوش بگذره تعطیلات :)

پاسخ:
ممنونم :**
گوش شیطون کر تا اینجا بهم خوش گذشته : )

من اون آبیه رو می خام.
چرا سانسور می کنید؟
پاسخ:
ناقابله بفرمایید 😁
زیرا بخاطر اینکه
قانع کننده بود نه؟ 😂
من لواشک میخوام :|
پاسخ:
😂 خیلی تُیْشه 😆
ترجمه= خیلی ترشه :|
ازینا تو جاده نیشابور خودمونم هست ندیدی؟ متر به متر پشت سر هم!!
ضمنا چند روز پیشا تو تریا ناهار خوردم داشتم آشغالاشو میبردم بندازم دور سر بطری دوغم افتاد زمین یوهویی یاد اون موضوع افتادم گذاشتم تو کیفم جمع کنم... حالا اومدم خونه یه مامانم میگم جمع کنیم اینا رو میگه من خیلی وقته دارم جمع می کنم نمیدونستی؟:||
پاسخ:
نه والا ندیدم :| 
ما از جاده نیشابور نیومدیم
از چناران و قوچان اومدم 😛
دمشون گرم
به قول مامانم که گاهی اوقات جای وسایلو نمیدونم و ازشون می پرسم میگه "تو که مسافری، نبایدم جاشو بلد باشی :|" 
ما مسافریم اگرم چیزی رو نمیدونیم مشکل از ما نیست ^_-
اون آخراشو نگرفتم منظورتو😏😏
پاسخ:
منظور مامانم اینه که یه روزی عروس میشین و تا اون روز خونه پدرمون  مهمونیم/مسافریم
عاقا من خود خود میزبانم! خخخخخخ من کلا ذهنم رفت سمت مردن و اینا🤣🤣🤣 
پاسخ:
-_-
کلی آرزو دارم
بعد بیام از مردن بگم؟ :/


من ترش دوس دارم :(  خیلی دوس دارم :(  کی بر می گردی؟
پاسخ:
چم.
هنوز حرف برگشت نزدیم : ))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">