`

خوب شد؟ :)


هیچ چیز بدتر از این نیست که وقتی داری کتابا و ورقه های اضافیتو به دلیل ذیق وقت، تند تند مرتب و دسته بندی می کنی، یهو انگشتت بگیره به لبه ی کاغذ و پوست دستت بسوزه و زخم بشه. 😭😭😫

لامصب بدم میسوزونه 😭


+ کوچولوتر که بودم وقتی دست و صورتم زخمی میشد، عادت نداشتم روشو با چسب زخم ببندم( البته الانم نمیزنم 😂)  بعد بابا که از سر کار میومد میرفتم پیششونو خودمو واسشون لوس میکردم و میگفتم: بابایی نیگا زخم شده!

ایشونم میگفتن «بیا بوسش کنم تا خوب بشه» 😍 

بعد به چشام نگاه میکرد و میگفت: «خوب شد؟»

به خیال خودم با اینکه می سوخت ولی فکر میکردم خوب شده!


+ کاش کوچولو بودم تا اگه دستم، صورتم یا... دلم زخمی شد، به یکی نشون میدادم و بعد می گفت: بیا ببوسمش تا خوب بشه! شاید خوب نمیشد ولی دلم آروم می گرفت که «بوسیده» و خوب نشده، همــــیـــــــــن...


*ان شاءاللّٰـــــه که همیشــه دلتــون آروم باشــه 😊


بعدا نوشت: چند هفته ای میشه که داداشیم رباط پاش تو فوتبال پاره شده و خونه نشین شده! امروز که خواهریم با عشقم اومده بود، یسنا به داداشم اصرار میکرد که پاشو بازی کنیم، ایشونم میگفتن: نمیشه پام درد میکنه... داشتم به کاراشون نگاه میکردم که یسنا گفت بیا بوسش کنم که خوب بشه :))

منو داداشمم فقط به هم نگاه میکردیم 😐

۱۰ نظر
سخی ...
۲۵ بهمن ۲۲:۳۵
من همین فیلم رو سر آبجی کوچولوم در میاوردم.
وقتایی که یک جاییش زخم میشد یا درد میکرد میگفتم بیا بوسش کنم خوب میشه. بعد هم گریش قطع میشد.

پاسخ :

فیلم نه! چون واقعا تاثیر داره! 
عخخـــــی خدا حفظش کنه.. 
سِناتور تِد
۲۵ بهمن ۲۲:۳۶
میخندد

پاسخ :

میخند؟ : |
آرزو ﴿ッ﴾
۲۵ بهمن ۲۲:۴۱
+آخی چقدر ناز!

من ولی عاشق چسب زخم بودم، تفریحی هم میزدم! راهنمایی یه بار انگشتم جورِ ناجوری زخم شده بود که مامانم میخواست ببرم بیمارستان که بخیه بزنن. منم تا آخرین توانم مقاومت کردم و تا دو روز هی خودم گاز و چسبشو عوض میکردم، انقدرم حال داد! :)

*ان شاءالله اصل حال دل شمام خوب باشه :)

پاسخ :

😊 ممنون عزیزم

چه جالب :) ولی من از زمان طفولیت از چسب زخم بدم میومد (چون همیشه یه جای بدنم زخمی میشد و هی راه به راه چسب میزدن)  الانم اگه دستم زخم بشه، روشو باز میزارم تا خودش خوب بشه :)

* ان شاءاللّٰه.... بهمچنین 😊
آرزو ﴿ッ﴾
۲۵ بهمن ۲۲:۴۴
همین الآن دارم به این فکر میکنم که چقدر خوب شد در آخرین پست بلاگفانِ موقتا خدابیامرز با شما و اینجا آشنا شدما!
سادگی موج میزنه :)

پاسخ :

خخخخ ممنون. باید از بلاگفان ممنون باشم واسه آشنا شدن با تو ^__^
هوم؟ الان فحش دادی؟ :)
آرزو ﴿ッ﴾
۲۵ بهمن ۲۲:۵۵
شبیهِ فحش بود؟!
سادگی و صمیمیت خوب است :)

پاسخ :

نِیْدونم :)
هووووومممممممممم میسی ممنون بانو آرزو جون :)
خانومِ حدیث :)
۲۵ بهمن ۲۳:۴۱
بریدن با کاغذ خیلی بده
شاید چون از کاغذ توقع نداریم که ببره!

پاسخ :

خیلــــــــــــــــــــــــی بد و البته سوزننده :(
واقعا هم همینطوره، یهویی میبره!
حوا ...
۲۶ بهمن ۱۰:۰۵
منم دقیقا مثلِ تو بودم :))
یادش بخیر...

پاسخ :

:))
هعععییییییی یادش بخیر ....
دختریم ...
۲۶ بهمن ۲۱:۲۳
میدونی من هیچ وقت دستم رو نگرفتم جلوی کسی که ببوسه نه اصن نمیگفتم جاییم درد میکنه یا فلان اتفاق افتاده بچه که بودم فکر میکردم اینا چیزی نیست که بخوام بگم بزرگ که شدم و همه چی بزرگ شد فهمیدم این جور چیزا و بزرگتر و کوچیک ترشون اصن نباید گفته بشن :|
+ امیدوارم پای داداش خوب بشه :)

پاسخ :

عه چرا!؟ 
خو منم که همون اول نمیدونستم که اگه نشون بدم واکنششون چیه!
من مخالفم، میدونی بعضی اوقات آدم دلش میخواد یه چیز کوچولو دلگرمیش باشه، اینکه اگه اتفاقی واست افتاد یه پناه داری، یه حس آرامش... الانم که بزرگ شدم بعضی اوقات این جور محبت کردنو دوس دارم ^__^

+ ممنون عزیزم :))
دختریم ...
۲۶ بهمن ۲۱:۳۷
نمیدونم چرا فکر کنم دوست دارم بزرگ باشم و هیچکی از عمق احساسم خبر نداشته باشه دوست ندارم یا ...
نمیدونم ...

پاسخ :

وووویییی چقد پیچیده شد😫

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من
به توکل نام اعظمت...
------------
اگر تنهاترین تنهاها شوم،
باز تو هستی!
آری تو که از پدر و مادر بر من مهربان تری!
ای عزیز ماندنی!
ای نابِ سخت یاب!
تو یگانه شاهد شریفی بر لحظه لحظه های رنج من!
ای خوب خواستنی!
اکنون دستان دردمند و نیازمند خویش را بر آستان نیلوفرینت می گشاییم
و از تو
برای همسایه مان که نان ما را ربود، نان!
برای یارانی که دل ما را شکستند، مهربانی!
برای عزیزانی که روح ما را آزردند، بخشش!
و برای خویشتنِ خویش
آگاهی،
عشق و عشق و عشق
می طلبیم!
آمین.

منبع: بخشی از کتاب
"لطفا گوسفند نباشید!"
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان