`

اشک شوق


نمیدونم حسمو درک می کنید یا نه

اونجایی که مامان بزرگ روی صندلی مخصوص ش نشسته بود و تو چشام زل زد و گفت

"دیروز فراموش کردم چرخ خریدو بردارم.

توی راه خسته شدم و روی یه پله ای نشسته بودم که یه دختر جوون هم سن و سال تو اومد کنارم نشست و گفت حاج خانم بذارید کمکتون کنم. خونتون کجاست؟‌ 

منم بهش گفتم مفتحِ... ولی مزاحمت نمیشم.

اما بهم گفت هم مسیریم

و تا دم در خونه خریدارو برام آورد. خدا خیرش بده"


و من یادم بیاد که آره 

اون روزم سر راهم یه خانمی کلی خرید داشت و چون براش سخت بود حملشون کنه بهشون کمک کردم و تازه وسط راه متوجه شدم همسایه مونه.. اونجایی که گفت مامانت چطوره؟ و وقتی با نگاه متعجب من رو به رو شد گفت تو نوه فلانی هستی دیگه!


+انقدر می چرخه و می چرخه

که یه روزی

یه جایی

قشنگ جواب محبتاتو میده.

نه تنها محبتتو

بدی هایی رو هم که به بقیه روا داشتی رو بهت نشون میده.


#با_هم_مهربان_باشیم

۱۷ نظر
محسن رحمانی
۲۲ تیر ۱۶:۱۳
درسته  کمک کردن به دیگران به ویژه به سالمندا خیلی خوبه . از هر دستی بدی از هموندست میگیری .

پاسخ :

کم مونده بودم جلو مامان و بابام و ایشون گریه کنم.
ŇãşíМ
۲۲ تیر ۱۶:۲۲


خیلی درسته.. خدا هم اون خانومو خیر بده هم تورو :)

پاسخ :

هم تو رو :دی
ŇãşíМ ĶĥăŅŭМ
۲۲ تیر ۱۷:۲۴
وارد شدم :|

پاسخ :

اوهوع
مردم چقدر خودشونو تحویل می گیرن 😂
ŇãşíМ ĶĥăŅŭМ
۲۲ تیر ۱۸:۰۲
همیه که هس :|

پاسخ :

😂 به رسم بچه های سایت
بیانی شدنتو تبریک میگم
😁
ح. شریفی
۲۲ تیر ۱۸:۳۳
تو نیکی می کن و در دجله انداز ...
خدا خیرتون بده و همینطور اون بنده خدایی که به مادربزرگ شما کمک کرد.
یاعلی

پاسخ :

بله همینطوره : )
خدا خیرش بده..
Zeytoon fruit
۲۲ تیر ۲۲:۰۵
آفرین آفرین آفرین👏👏

پاسخ :

: )
بابای نرگس
۲۲ تیر ۲۳:۳۴
با هم مهربان باشیم
آفرین

پاسخ :

: )
بهارنارنج :)
۲۲ تیر ۲۳:۴۰
دقیقا
وای محبوبه یه سری منپ مامان تو تاکسی بپدیم پیاده شدیم بایه خامنه دیدم یه عالمه پلاستیک دستشه
مامان دلش سوخت گفت بیا ما کمکت میدیم
دختر سنی نداشت26/27
ببین3تاشو مامانم گرفت 34تا خودش
4تاییم دست من انقدر زیاد بعد ببین من علنا دستام شکست سنگینارو من برداشتم،مونده بودم چطور تونسته اینارو بگیره
مامانم بهش گفت دختر تو اول زندگیت داری اینقدر میبری :|تازه عروسم بود،مامانم گفت نابود میکنی خودتو،هنپز یادم میوفته دهنم باز میمونمه از کار اون دختره دست تنها:| 

پاسخ :

مطمئنم اون دختره هم یه روزی، یه جایی به کسی کمک کرده
که شماها سر راهش قرار گرفتین : )

دیگه اینم یه جور گذران زندگیه دیگه
لابد نداشته کرایه آژانس بده یا هزار دلیل دیگه که منو و تو ازش غافلیم.
بهارنارنج :)
۲۲ تیر ۲۳:۵۷
نداشت ولی اندازه300تومن خرید کرده بود؟:)))تازه عروس برا مهمونی؟:)))

نه عزیزم اینا دلیلیش حسای فداکارانه بیخود ما خانوماست:|که اخرشم دودش تو چشم خودمون میره

پاسخ :

بهاری
خودت اینکاره ای من نباس بت بگم "برای خدا انجام بده" درسته؟
فرض رو بر زنجیره محبت بگیر
: )
آشنای غریب
۲۳ تیر ۰۰:۲۱
هر چه کنی به خود کنی
گر همه نیک و بد کنی

پاسخ :

دقیقا
بهارنارنج :)
۲۳ تیر ۰۵:۵۵
اینارو خودش گفت:|فرض چیه:|

پاسخ :

:|
حوا ...
۲۳ تیر ۰۸:۰۱
شبِ قدر به خدا گفتم اگه خوشبخت بشه به عدالتت شک می‌کنم!
بهم بر می‌گرده یعنی؟!

پاسخ :

چم!
مسـ ـتور
۲۳ تیر ۱۲:۴۹
من این رو هم تو زندگی دیگران دیدم و هم تو زندگی خودم... واقعا همین طوره. چقدر خوب میشه اگه همه به هم خوبی کنیم؛ خوبی خوبی میاره (:

پاسخ :

: )
قاسم صفایی نژاد
۲۳ تیر ۱۳:۱۵
این چرخیدن‌ دنیا گاهی یک نسل طول می‌کشه. روایت داریم که رفتاری که یک پسر با یک دختر دارد، ممکن است در مورد دختر خودش پس از سالها تکرار شود!

پاسخ :

بله درست می فرمایید
توی سریال کلید اسرار از این نمونه ها زیاد دیدم.
حوا ...
۲۴ تیر ۰۶:۰۰
چقدر خشن!
روزت مبارک :)

پاسخ :

چوکاره؟؟
همچنین.
حوا ...
۲۴ تیر ۰۸:۲۱
رفتارت عوض شده
اگه ناراحتت می‌کنم بگو
قول میدم دیگه کامنت نفرستم

پاسخ :

!!!!!
باورم نمیشه!
من دارم این حرفو از تو می شنوم؟؟
حوا ...
۲۴ تیر ۰۹:۵۱
منم باور نکردم رفتارت رو
بیخیال رفیق
روزت مبارک ^_^

پاسخ :

ناراحت شدم چرا حوایی م اینجوری میگه :(
روز تو هم مبارک عزیزم :*
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من


وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ
لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان