گاه نوشت های من

گاه نوشت های من



وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ
لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ

آخرین مطالب
آخرین نظرات

^_^

شنبه, ۶ مرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۰۷ ق.ظ


وای که چقدر دوست دارم بشینم و فقط تماشا کنم.

حیف که ترس از ارتفاع دارم وگرنه حتما می رفتم روی نردبوم و بالای پشت بوم خونه و اونجا دراز میکشیدم و نگاش می کردم.


+آخه حیاطمون خیییلی فنچه و اصلا دیده نمیشه 

برای همین باید رفت روی نردبوم :|

۹۷/۰۵/۰۶
محبوبه شب

نظرات  (۱۳)

چرا شبیه این قرص رنگیا شده :|
پاسخ:
قشنگه آقا
پوکر نباشید : ))
ما اینجا رو پشت بونمون آرامش نداریم... همش صدا ماشین و بوق 
پاسخ:
اتفاقا اینجا آرومه آرومه
حتا خان داداش خواب بود
با اینکه سر شبی در مورد ماه گرفتگی خیلی با شور و شوق حرف میزد
رفتم بیدارش کردم
میگه جون محبوبه بگیر بخواب بابا :| -_-
بی ذوق :/
پس عادیه... فکر کردم فقط من اینقدر بی ذوقم :)
پاسخ:
:|
ایششش
http://server12.mp3quran.net/maher/054.mp3
پاسخ:
میشه یه توضیح کوتاهی در مورد این لینک که بخشی از سوره زمر هست، بفرمایید.
+متاسفانه حافظ قرآن نیستم.
از روی آیه آخر متوجه شدم سوره زمره (فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر)
من که کلا دیوونه ی آسمونم. :)
پاسخ:
منم یه زمانی تو نخ دب اکبر بودم و هر شب پی دسته ملاقه ش خودمو کج و راست می کردم تا بلکم ببینمش ^_^ 
ولی دیگه اون ذوقو واسه ش نداشتم
تا امشب
فکر کنم دوباره اون علاقه هه بر گشت چرا که بازم میخ ستاره ها و اون قرص رنگی :دی شدم : )))
پس که اینطور :) منم از این کارا می کنم ؛) خیلی حال میده :)

خوبه که برگشته :) قرص رنگی! :دی تعبیر بامزه ایه :) خوشمان آمد ؛)
پاسخ:
آره ^_^ اینکه تو کف آسمون بشی و بدونی این چه ستاریه و فاصله ش با اون یکی ستاره باس چقدر باشه که بشه گفت این ستاره قطبیه و یا اون ستاره هایی که یک w بزرگ رو تشکیل میدن همیشه کنار دب اکبرن و فلان، ذوق زیادی داره ^<^  [یهویی → این شکلی شد و دیگه عوضش نکردم چون خوشکله : ) ]

آره حال خوب کنه ^_- 
قابلی نداشت.. دیگه ذوق احسان خان رو می رسونه (قرص رنگی رو میگم :دی)
ماه از پنجره‌ی آشپزخونه‌مون کامل مشخص بود. فکر کن محبوبه من واسه خودم سالادِ ماکاروتی کشیدم جلوی پنجره واستادم شروع کردم به لذت بردن :))) خیلی رویایی بود :)
پاسخ:
چه عالی خوش بحالت ^_^
سالاد ماکارونی، دوست *_* نوش جونت خواهری : )

سالادِ ماکارونی هم تو رو خیلی دوست ^_^
پاسخ:
عجیجم *_*
قدیما اقوام مایا واسه ماه گرفتگی آدم قربونی می‌کردن و خون می‌ریختن
همین حالاش هم تو خیلی از جاهای ایران میگن خانم های باردار رو نذارید ماه بهشون بخوره حتی از پشت پنجره و اینجور چیزا بعد من ذوق داشتم ماه گرفتگی ببینم🙂
پاسخ:
آدم قربونی می کردن؟!!! به حق چیزای نشنیده!!
آره خب .. خانم باردارو میگن اگه به ماه گرفتگی نگاه کنه و به شکمش دست بزنه بچه ش ماه گرفتگی می گیره (یه لکه سیاه روی بدنش میفته)
ما رفتیم پارک :)
پاسخ:
نصف شب؟ ^_^
سوره زمر نیست... سوره قمر هست..
نمیدونم چرا از پاسختون احساس کردم ناراحت شدین.

با صدای این قاری دوست داشتم... در اون لحظه هم داشتم گوشش می‌دادم. گفتم لینکشو براتون بفرستم.
پاسخ:
زمر نیست؟؟؟ 
نه بابا این چه حرفیه! ناراحت نشدم! چرا همچین حسی داشتین؟
بنده عذر می خوام باعث شدم اینچنین حسی نسبت به جوابم داشته باشین : )

خیلیم عالی
ممنونم
قاری شون کیه؟
فکر کردم دلیل خاصی داشته.
: )

نمیدونم چنین برداشتی کردم.. حلالم کنید.

ماهر المعیقلی... خیلی صداشون برام دلنشینه..

:)
پاسخ:
اختیار دارید
شما حلال کنید : )

اوهوم صداشون قشنگه
۰۶ مرداد ۹۷ ، ۱۶:۵۷ بابای نرگس
ما انقدرشب های روستا به آسمون نگاه کردیم که اسمون شهر به چشممون نمیاد
باورتون میشه ویشب یادم نبود ماه گرفتگیه
پاسخ:
نه باورم نمیشه ویشب یادتون نبوده : )))
عاشق شبای کویرم
یه بار توی یکی از مسافرتامون از راور کرمان گذشتیم
یعنی من اون شبو تا عمر دارم یادم نمیره
راور یه پارک بزرگ داره و ما اونجا چادر زده بودیم که شب بمونیم
پشت این پارک یه زمین خالی به چه بزرگی وجود داره
یادم نمیره که انقدر وسط اون زمین ایستاده بودم و آسمونو نگاه می کردم که اگه تشرهای پدرم نبود مطمئن بودم بازم می موندم و نگاه می کردم : )))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">