گاه نوشت های من

گاه نوشت های من



وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ
لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ

آخرین مطالب
آخرین نظرات

پنجشنبه نوشت

جمعه, ۲ آذر ۱۳۹۷، ۰۸:۱۲ ق.ظ


میدونم در حق خوانش این کتاب کوتاهی کردم. کتابی که به جد میگم وقتی دست می گرفتم دوست نداشتم برای لحظه ای زمین بذارمش.

شده بود کتاب اتوبوسی من! حالا چرا اتوبوسی؟ به این خاطر که توی اتوبوس زمان بیشتری برای خوندنش داشتم. ساعت هایی که خونه بودم چون فصل پاک کردن گل زعفران بود با اون ها مشغول بودم و فرصتی نمیشد بخونمش. 

بالاخره دیشب تمومش کردم. کتابی که تا اینجا بهترین کتاب عاشقانه ایه که خوندم. خواستم قسمتی از کتاب رو ضمیمه پست کنم ولی انتخاب کردن بخش یا بخش هایی از اون خیلی سخت بود؛ نمی تونستم انتخاب کنم.

یه لحظه خودمو جای فرزانه گذاشتم

دیدم اصلا حاضر نمیشم اجازه بدم عشقم

همراه و همسرم

برای لحظه ای ازم جدا بشه

اونوقت بره مدافع حرم بشه؟

سفری بی بازگشت؟


۹۷/۰۹/۰۲
محبوبه شب

نظرات  (۲)

۰۵ آذر ۹۷ ، ۱۱:۱۳ آرزو ﴿ッ﴾
من اولین قسمتی که از برنامه‌ی ملازمان حرم دیدم همین خانوم داشتن حرف می‌زدن. بعد دیگه جذب شدم بقیه‌ی قسمت‌ها رو هم دیدم. واقعا قشنگ تعریف می‌کنن، چه اون قسمته و چه توی کتاب. :) خدا صبر بده بهشون هر روز و هر لحظه.
پاسخ:
تا بحال ندیدم
من گاهی اوقات نیمه پنهان ماه رو میدیدم
آمین
۰۷ آذر ۹۷ ، ۱۷:۴۹ بابای نرگس
اگه تونستین، مثل من این کتاب رو به دوستاتونمعرفی کنید تا اندکی از الطاف این شهید سعید رو جبران کرده باشیم...
پاسخ:
همینکارو می کنم : )
واقعا ممنونم از معرفی : )

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">