گاه نوشت های من

گاه نوشت های من



وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ
لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ

آخرین مطالب
آخرین نظرات

خلاصه ی امروز!

سه شنبه, ۶ آذر ۱۳۹۷، ۱۱:۴۴ ب.ظ


روز دوشنبه بی خبر از ما استادمون نیومد. نشستیم دور میز و طرحای همو بررسی کردیم. اینکه مریم قشنگ میکشه، زیاد شلوغش نمیکنه ( برعکس من :| ) یا طرح نیمه رو به اتمامِ دلبر زهرا و رنگای ملایمی که میکنه ^_^ ( دو سالی میشه که تذهیب کار می کنه )

همه رو یک به یک نگاه کردیم و سعی می کردیم اونچه رو که از نظر ما مناسب نیست، به هم بگیم.

امروز دوباره دور یک میز جمع شدیم اما با این تفاوت که استاد هم اومده بودن. پیشرفت خوبی داشتم ولی بازم همون نکات ریزی که هر جلسه ایراد می کردن، اینبارم گوشزد کردن. با اینکه خییلی روی این قضیه حساسم که نسبت گل و برگ رو درست در بیارم یا حداقل توی یه رده باشن، اما بازم از دستم در میره و خرابکاری می کنم. ( نمونه تکمیل شده طرح دو پست قبل، زیر عکسا موجوده :دی )


تایم باقی مانده کلاس تا اذانو رفتم کتابخونه.

اما کارت عضویتمو خونه جا گذاشته بودم -_-

جا که نه! چون اصلا احتمال نمی دادم برم کتابخونه، برش نداشتم ( حالا انگار یه کارت فسقل مسقل چقدر جاگیر و سنگینه که همونو از کیفم در آوردم :/ )

خلاصه که امروز در کمال ناباوری کتاب جامع هنر تذهیب رو توی کتابخونه پیدا کردم اما چه فایده وقتی کارت عضویتمو فراموش کرده بودم :/ خوبی کتابخانه آستان قدس اینه که مدت زمان مطالعه تا تحویل کتاب به امانتداری، یک ماهه ست و این به تنهایی یک مزیت برای من محسوب میشه. کتابخونه قبلی، هفتگی بود. یعنی نخونده بر می گردوندم :/

روزایی که خیالم راحته دیرم نمیشه و زمان بیشتری دارم که کتابخونه بمونم، میون قفسه های بزرگ و طویلش چرخ می خورم و قدم میزنم تا اینکه از سیستم کتابیابی اون استفاده کنم مثل امروز.

همینطور که عناوین کتابو از نظر می گذروندم این عنوان و نام نویسنده برای لحظه ای منو مجذوب خودش کرد (  عادت می کنیم/زویا پیرزاد ) کتابو دست گرفتم و صفحه اولشو باز کردم

+ نویسنده ی خوش ذوق، خواننده ی خوش ذوق تری رو میطلبه

بخوانید و چون من لذت ببرید : )



مکانی که اغلب اوقات میشینم، لقمه مو می خورم و اطرافو نگاه می کنم.



اینم طرح تکمیل شده اون پست



++ بدانید و آگاه باشید که در زبان فارسی یک "یِ" داریم و یک "ای"

مثال: (چای، یاس، دریا و یخ ) همه صدای یِ میدن

اما صدای "ای" درسته که طرز نوشتاری هر دو به یک شکله ولی از نظر خواندن با هم متفاوتن مثل: سینی، امین، کتری، می خوانند و... اینها صدای "ای" میدن! متوجه شدین نوگلان من؟؟  

حالا این به کنار

هنوز آموزش ه و اِ و تفکیک این دو در کلمه، مونده :/ مثلا هنداونه که آخرش صدای " اِ " میده :/


میگن "کم گوی و گزیده گوی" و اینا

و من الله التوفیق : ))


 کامنتا بزودی!

۹۷/۰۹/۰۶
محبوبه شب

نظرات  (۸)

۰۷ آذر ۹۷ ، ۱۰:۵۷ ŇãşíМ ĶĥăŅŭМ


:)

آورین داری پیشرفت میکنی..


چرا رو صفحه اول اون کتابه به چیزایی نوشتی؟ :/

پاسخ:
ممنونم بالام جان :*

دوست داشتم حرفیه؟ : ))))

+ منکه چیزی ننوشتم! مگر اینکه آدرس وبو بگی!
۰۷ آذر ۹۷ ، ۱۱:۵۸ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
چند صفحه اول "عادت می‌کنیم" رو شروع کرده بودم به خوندن. بعد دیدم از همون اول دارم شخصیت‌هاش رو قاطی میکنم:-)))
پاسخ:
خخخخخ تو اگر صد سال تنهایی رو بخونی چی میگی پس
میگن اون پر از کاراکتره
یحتمل اصلا سمتش نمیری نه؟ :d
۰۷ آذر ۹۷ ، ۱۴:۰۰ عاشق بارون ...
قشنگ شده طرح‌هات. :)
وای چقدر دلم چند ساعتی گشت و گذار تو کتابخونه می‌خواد!
پاسخ:
ممنون قشنگ می بینی : )
و منم یه هم پا *_*
که بریم بشینیم و فقط حرف بزنیم ولی پچ پچ کنان که داد بقیه رو در بیاریم
یا مثل من از این کفشای لژ دار بپوشی که روی سرامیک قیژ قیژ صدا میده و هی بین میزا و قفسه ها راه بری خخخخ
۰۷ آذر ۹۷ ، ۱۷:۳۳ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
صدسال تنهایی رو خیلی وقت پیش باز کردم خوندم، حس کردم هنوز به اون مرحله از عرفان نرسیدم، بستمش. ولی حالا دوست دارم بخونمشD:
پاسخ:
: )
باشه پس خوندی خبر بده ^_-
۰۷ آذر ۹۷ ، ۲۲:۴۲ محسن رحمانی
کاریه که شده ان شاالله دفعه بعد که برید بتونید این کتاب رو امانت بگیرید .

واما در مورد طرح ها همیشه ایراد گرفتن معنی بد بودن رو نمیده به این معنی هست که استاد میخواد شاگردش بیشتر تلاش کنه تا طرحشو بهتر کنه چون اگه بگه خوبه دیگه تلاش نمیکنه شاگردش :)

پاسخ:
از صفحاتش شات گرفته بودم و تا حدودی کمکم کرد

قطعا همینطوره
اتفاقا خوشحال میشدم و برام جالب بود که در نگاه اول استادم ایرادامو میفهمید
این یعنی خیییلی روی کارشون دقیقن و به قول معروف کار بلدن
عادت میکنیم خیلی قشنگه
زویا پیرزاد جزو نویسنده های مورد علاقه من هست


پاسخ:
دفعه بعد این کتابو بر می دارم ^_^
دوست داشتن از عشق برتر است
پاسخ:
استاد میشه توضیح بدین؟ 

+ جدی میگم
وقتی کسی را دوست دارید مزاحمتی برای او ایجاد نمی شه
حتی توقعی هم ازش نداری
در هر صورت در دوست داشتن خودخواهی کمتری هست تا در عاشق بودن
پاسخ:
اهان
حالا کاااملا متوجه کلامتون شدم
مرسی : )

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">