گاه نوشت های من

گاه نوشت های من



وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ
لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ

آخرین مطالب
آخرین نظرات

از دردسر های خاله بودن اینه که...

سه شنبه, ۱۳ آذر ۱۳۹۷، ۰۵:۴۴ ب.ظ


وقتی داری تخته طراحی تو میذاری جلو روت، یهو یسنا خانم بیاد و لباشو آویزون کنه و با صدای نازک و قشنگش بهت بگه "خاله منم می خوام"!

بعد دفتر نقاشیشو بهت بده و بگه "برگه هاتو بذار روی این و اون (اشاره به تخته) مال من"! -_-


+ فعلا با پاکن اتودی مشغوله :|

ده بار میده بیرون، بیست بار هلش میده داخل --____--

۹۷/۰۹/۱۳
محبوبه شب

نظرات  (۷)

خدا برای خاله خانم نگهش داره
پاسخ:
آمین : ))
۱۳ آذر ۹۷ ، ۱۸:۰۲ بابای نرگس
خخخ...
چقدر شیرین
پاسخ:
بعله خییییلی -_- : ))
۱۳ آذر ۹۷ ، ۱۸:۳۱ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
چیکار به بچه دارین آخه^_^
یکی از این شاسی کوچولوها براش بگیرین
پاسخ:
واقعا چرا :|
فلوس لا موجود :دی
۱۴ آذر ۹۷ ، ۱۱:۳۵ محسن رحمانی
خخخخخخخخخخخخخ
خوب خاله ی خوبی باشید بهش بدید:دی

پاسخ:
مگه شک دارین؟؟ : )
خخخ خدا حفظ کنه
پاسخ:
ممنونم
خداوند شماها رو زیر سایه امنش حفظ کنه
۱۴ آذر ۹۷ ، ۲۰:۳۸ عاشق بارون ...
من بچه بودم خالم دانشگاه هنر می‌رفت بعد من عاشق وسایلش بودم! یعنی اگه با نوک قلمو یه ذره می‌زدم به آبرنگش و چیزی می‌کشیدم٬ اندازه کل دنیا ذوق می‌کردم. :))
پاسخ:
وای نمیدونی دیروز چقدر بانمک شده بود😍
بقیه روزا یا با مداد رنگیاش سرگرمه یا با تخته وایتبرد من
ولی دیروز از هیچ کدومشون استفاده نکرد
تا من پرگار و خط کش بر میداشتم اونم منتظر مینشست تا من کارم تموم شه بعد همین روال برای مداد فشاری بود
حالا این فسقلم که نمیدونست باید نوکشو اروم بکشه روی کاغذ، یهو می شنیدم که تق، نوکش شکست و خیییلی ریلکس طور دوباره داره سرشو فشار میده که نوکشو بده بیرون 😐😂
یعنی یسنام بعدها اینا یادش می مونه؟ 😐
۱۵ آذر ۹۷ ، ۰۰:۴۹ عاشق بارون ...
آره شاید یادش بمونه. :)
بعد مثلاً وبلاگ‌نویس بشه پست بذاره: از خوبی‌های خاله داشتن اینه که...
چون می‌دونی که نسل به نسل شخصیت‌های خاله و دایی و عمو و عمه به خاطره‌ها می‌پیونده! :)) نسل ما می‌گفت ‌nتا عمو دارم nتا خاله و... ولی همینطوری نسل‌ به نسل در آینده٬ همین که اعلام کنن یکی ازین 4 تا رو دارن خودش خیلی افتخار آمیز به حساب میاد. :دی
پاسخ:
وقتی توی جمع خاله هام هستم خیلی بهم خوش میگذره و چقدر شاکرم بابت داشتن چهار تا خاله
بعد که به یسنا نگاه می کنم که فقط منو داره دلم می گیره :/ 
و حتا اینکه خودش تک فرزنده 
امیدوارم تنها نمونه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">