`

عصر یک جمعه ی دلگیر...

عصر یک جمعه ی دلگیر دلم گفت: بگویم، بنویسم، که چرا عشق به انسان نرسیده است؟

چرا آب به گلدان نرسیده است و هنوزم که هنوز است غم عشق به پایان نرسیده است؟

بگو حافظ دل خسته به شیراز بیاید، بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است؟

چرا کلبه ی اخزان به گلستان نرسیده است؟

عصر این جمعه ی دلگیر وجود تو کنار دل هر بی دل آشفته شود حس، کجایی گل نرگس؟


اللهم عجل لولیک الفرج.

+بحر طویل از حمید رضا برقعی

۱ نظر
حسین مداحی
۱۰ دی ۱۷:۲۶
خیلی هم عالی. جناب برقعی فوق العاده است شعر ها و نوشته هاشون.

پاسخ :

بله همینطوره که می فرمایید.

دعا برای ظهور آقامون فراموش نشه.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من

اگر تنهاترین تنهاها شوم،
باز تو هستی!
آری تو که از پدر و مادر بر من مهربان تری!
ای عزیز ماندنی!
ای نابِ سخت یاب!
تو یگانه شاهد شریفی بر لحظه لحظه های رنج من!
ای خوب خواستنی!
اکنون دستان دردمند و نیازمند خویش را بر آستان نیلوفرینت می گشاییم
و از تو
برای همسایه مان که نان ما را ربود، نان!
برای یارانی که دل ما را شکستند، مهربانی!
برای عزیزانی که روح ما را آزردند، بخشش!
و برای خویشتنِ خویش
آگاهی،
عشق و عشق و عشق
می طلبیم!
آمین.

منبع: بخشی از کتاب
"لطفا گوسفند نباشید!"
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان