`

فضولی ممنوع!


شخص فضولی به ملانصرالدین گفت:

همسایه ات عروسی دارد.

ملا گفت: به من چه!

آن شخص گفت:

شاید برای شما شیرینی و شام بیاورند.

ملا گفت: به تو چه!


+یعنی من عاششششق این حکایت های ملانصرالدین با اون تفکرات و حاضر جوابی هاشم  -_-

بعضی از حکایت هاشو که می خونی، نمیدونی باید به سادگی و خنگ بودنش بخندی یا گریه کنی!

#فضولی_ممنوع

۱۳ نظر

حکایت من و ملا


آخه کی رو دیدین تابستون سرما بخوره! اونم از نوع چله ی زمستونیش؟!


+چله ی زمستونی اینطوریه که فقط آب ریزش بینی و ایضا چشمی به همراه کمی سردرد که خداروشکر این یکی رو تا این ساعت [۱:۰۰]ندارم!

مخترع این اسم هم خودمم 😎


زمستونا خیلی کم سرما می خورم -_- (کلا هیچیمون به بقیه نرفته :| )

همون کمشم اینطوریه که 

اگه قبل از چله ی زمستون باشه (حالا نیاید بپرسین کوچیکه یا بزرگه -_- ) لرز نا محسوس، آب ریزشِ بینی بسیااااار -_- خواب آلودگی خفن و شدید و بقیه ی علائمی که اکثرا هنگام سرماخوردگی دارن مثل گلو درد و احساس کوفتگی و ...

حتی دیده شده نامبرده زمستان دو سال پیش را سرما نخورده است ولی تابستان سال بعدش را فرت و فرت سرماخورده است (و باز هم همان ایموجی)

فقط شانس بیارم و تاریخ تو این یه مورد تکرار نشه!


+اینم یه حکایت از ملا نصرالدین -_-

بخونید و راضی باشید : )

روزی شخصی از ملا پرسید: ماه بهتر است یا خورشید؟!

ملا گفت: ای نادان این چه سوالی است که از من می پرسی؟ خوب معلوم است، خورشید روزها بیرون می آید که هوا روشن است و نیازی به وجودش نیست!

ولی ماه شبهای تاریک را روشن می کند، به همین جهت نفعش خیلی بیشتر از ضررش است!


+من دیگه صوبتی ندارم (همان)

۱۵ نظر
درباره من


وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ
لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان