`

از دست نیش پشه ها به ستوه اومدین؟ پس با محبوبه شب همراه باشید :دی


تقریبا یه ماه پیش بود که برای اولین بار این ورقه ها رو تو خونه آبجی خانم دیدم. برای منه سر به زیر! این یک اتفاق نادره که وقتی جایی میرم یا دعوت میشم نگاهم رو به بالا باشه و سقف خونه ی کسی رو دید بزنم. یادمه اون روز رو به روی آینه ی قدی سالن پذیرایی نشسته بودم و خودمو تو آینه برانداز می کردم که ورقه ی زرد رنگی که از لامپ آویزون شده بود توجهمو به خودش جلب کرد!
در طی یک عملیات تحقیقاتیِ وسیع هنگام ظرف شستن (:دی) متوجه شدم این ورقه های خوش رنگ و لعاب و البته چسبان برای به دام انداختن پشه های نگون بخت و صد البته سیاه بخت تعبیه شده ولی بدِ ماجرا اینجاست که حتما باید نزدیک منبع نوری (لامپ و لوستر) و چه بسا چسبیده به این وسایل باشه تا پشه ها بیان و شترق به اینها بچسبن. (عُق)



قیمتی نداره، می تونید اونو از فروشگاه های معتبر و یا داروخانه ها! خریدار کنید. یک ورق رو به چهار قسمت تقسیم کنید و با استفاده از نخ اونو به هر لامپ یا لوستری آویزون کنید. البته برای لوستر نمای جالبی نداره ولی خب بهتر از نیش پشه و عذاب بعد از اونه :دی
راستی یه چیز دیگه اینکه بعد از یه مدت با صحنه ی بسیار چندشی مواجه می شوید و بهتره چند ورق اضافه در منزل داشته باشید برای روز مبادا چرا که بعد از گذشت همون یه مدت نقطه های سیاه رنگی رو روی اون یه تکه کاغذ مشاهده می کنید که نشان میدهد پشه های نگون بخت به آن چسبیده اند.

+براتون آرزوی موفقیت می کنم : ))))
۱۳ نظر

*فوری* اقامه ی نماز آیات


حتما با خبر شدین که خسوف یا ماه گرفتگی در حال وقوع هست و در این حالت خواندن نماز آیات واجب می شود. تا پایان زمان ماه گرفتگی وقت دارین تا نمازتونو به صورت ادا اقامه کنید در این صورت با گذشت زمان خسوف خواندن نماز آیات به صورت قضا اقامه میشه.

در مورد خواندن نماز آیات هم بهتره به مفاتیح الجنان رجوع کنید ولی کلیاتش این میشه که نیت می کنید و بعد از خواندن سوره ی حمد یک سوره که پنج آیه داشته باشه رو انتخاب می کنید. بعد از خواندن هر آیه به رکوع میروید و نمازتونو به همین نحو ادامه میدین.


نکته: بعضی از مراجع خواندن سوره ی توحید رو قبول ندارن. چون معتقدن "بسم الله الرحمن الرحیم" آیه نیست! پس یه نگاه به رساله ی مرجع تقلیدتونم داشته باشید ^_^


قبول باشه... التماس دعا

و من الله التوفیق : )

۱۵ نظر

بگرد و پیداش کن


من سوتی دادم، شماها چرا حواستون نیست؟!

+


۱۰ نظر

فضولی ممنوع!


شخص فضولی به ملانصرالدین گفت:

همسایه ات عروسی دارد.

ملا گفت: به من چه!

آن شخص گفت:

شاید برای شما شیرینی و شام بیاورند.

ملا گفت: به تو چه!


+یعنی من عاششششق این حکایت های ملانصرالدین با اون تفکرات و حاضر جوابی هاشم  -_-

بعضی از حکایت هاشو که می خونی، نمیدونی باید به سادگی و خنگ بودنش بخندی یا گریه کنی!

#فضولی_ممنوع

۱۳ نظر

#خاطرات_بد


مطمئنم اگر سنی کمتر از الان داشتم، خیلی چیزها رو تو وبلاگم می نوشتم تا بخونید.
ولی الان تایپ میشن اما روی حالت پیش نویس می مونن و یه مدت مهمون وبلاگم، تو دل وبلاگم می مونن ولی آینده ی خوبی ندارن و هیچ وقت کامنتی از جانب کسی زیرشون ثبت نمیشه.

+ خب چرا تایپ میشن وقتی سرنوشتی جز حذف شدن ندارن؟
به این خاطر که رقص انگشتانم بر روی صفحه ی کیبورد رو دوست دارم، بهم آرامش میده، میتونه افکارمو منسجم کنه و در خلال تایپ کردن اگر اشکی قراره ریخته بشه بریزه. جایگاه شون همون زباله دونیِ مغزم هستن ولاغیر... همون بهتر که هیچ جا ثبت نشن، ولی...
ولی با کمی ارفاق شاید بتوان اوراقی رو بهش اختصاص داد.



+زیاد دل خوش نباشین شاید همین فردا یکی از همون خاطرات بد مثل یک ماهی که تازه صید شده و پوستش سُره و به فکر فراره، از زیر دستم دربره و شما رو با غمی که در دلش نهفته ست غمگین کنه.


± واران عزیزم تو وبلاگش ختم حدیث کسا گرفتن و از منم خواستن پستشونو تو وبم تبلیغ کنم : )
پس
بشتابید... بشتابید ^_^
که فرصت کمی مونده و از سفره ی پر خیر و برکتی که پهنه بی بهره نمونید ^_^
باید هوای همو داشته باشیم مگه نه؟ ^_^
۱۶ نظر
درباره من
به توکل نام اعظمت...
------------
اگر تنهاترین تنهاها شوم،
باز تو هستی!
آری تو که از پدر و مادر بر من مهربان تری!
ای عزیز ماندنی!
ای نابِ سخت یاب!
تو یگانه شاهد شریفی بر لحظه لحظه های رنج من!
ای خوب خواستنی!
اکنون دستان دردمند و نیازمند خویش را بر آستان نیلوفرینت می گشاییم
و از تو
برای همسایه مان که نان ما را ربود، نان!
برای یارانی که دل ما را شکستند، مهربانی!
برای عزیزانی که روح ما را آزردند، بخشش!
و برای خویشتنِ خویش
آگاهی،
عشق و عشق و عشق
می طلبیم!
آمین.

منبع: بخشی از کتاب
"لطفا گوسفند نباشید!"
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان