`

چم شده؟!


چند روز که اخلاقم بد شده البته بد بود بدتر شده.

عصبی، پرخاشگر

زود رنج و..

کلا حال بهم زن شدم.

بعضی وقتا انقدر فکر و خیال هجوم میاره به مغزم که دقیقه های زیادی به یک جای نامعلوم خیره میشم.

در کل له له م : ) 



+آسمون مشهد هم گریونه. 

شاید با حضرت علی همدردی می کنه. کسی چه میدونه.

#تسلیت.

۲۲ نظر

بازار یاب ناشی


طرف اومده بود تو مهد و از محصولات آرایشی و بهداشتی شرکت و مؤسسه ای که براش فعالیت می کنه، تبلیغ می کرد.

یعنی انقدر پوستش خراب و پر از چاله چوله بود که برام عجیب بود چطور می گفت من شش ماهه از این محصول x استفاده می کنم و راضی م -_- 

به قول یه دوستی "این راضیه ش بود مرضیه ش کدوم بود؟!" :|



۱۱ نظر

هشتگ

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

شگفتانه


خوبیِ مهد و مربی بودن اینه که هر لحظه امکان سوپرایز شدن وجود داره ^_^
چه یک نقاشی روی یک ورق کاغذ خط دار باشه.
و چه مُهر کربلا. 

+ مامان یکی از بچه ها کربلا رفته بود و برای من و یک مربی دیگه مهر آورده بود.
۱۳ نظر

تو


به کسى ندارم اُلفت

ز جهانیان، مگر تو!

اگرم تو هم بِرانی،

سر بی‌کسی سلامت!


کمیل چناری


۱ نظر
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان