`

خدایا این خوشی رو از ما نگیر :)

چقد خوبه تو یه خونواده ی پر جمعیت به دنیا اومده باشی. شیشتا عمو داشته باشی، هر کدوم از عموهاتم دو سه تا بچه قدو نیم قد داشته باشن؛ و چه بهتر که بعضی از اونا، هم سن خودت باشن. 
منو خواهرم با دو تا از دخترای خان عمو جونم هم سنیم.حالا بماند که تو بچگی لباسایی که می خریدیم کپی هم بودن، و فقط رنگاشون با هم فرق داشت. اگه سفری رفتیم با هم بودیم. یا تو دورهمی هامون ما چارتا کنار همیم. دالتونا رو میشناسید؟ ما خواهراشونیم. این اسمو عمه ی نازنینم رومون گذاشته 😕

دیشب خونه بی بی ( تو خونواده ی بابام، نوه های بزرگ به مامانِ بابا، میگن بی بی) یه دورهمی به صرف تلاوت قرآن داشتیم. هم واسه سالگرد شهادت عمو حسنم و هم، بقیه ی امواتمون.
بی بی کلا هوله! نه اصن خیلی هوله! از چند ماه قبل از سالگرد همه رو دعوت می کنه! حالا شهادتشون کیه؟ ۱۵ دی! 

بعد از مراسم و صرف شام، دالتونا که ما باشیم به اتفاق یکی دو تای دیگه از عموزاده ها، پانتومیم بازی می کردیم. نمیدونم کجای بازی بودیم، که یهو صدای خنده ی عموهامو از پشت پنجره ی اتاق شنیدیم! نمیدونم چه اصرای دارن که وقتی بهشون تعارف می زنیم که تو بازی هامون شرکت کنن، نمیان، ولی وقتی که داریم مسخره بازی (شما بخونید دلقک بازی :) ) در میاریم، یهو صدای منفجر شدنشونو از پشت سرمون میشنویم!


+ من تو نمایش پانتومیم استادم. همچنین تو حدس زدنش؛ کلا یه چیزایی می گم و اجرا می کنم که هممون می پوکیم از خنده!
دور سوم یا چهارم بازی بودیم. نوبت من بود. داشتم بازی می کردم که یهو نوه ی عموم که نُه سالشه بر گشت و گفت : خدایا این خوشی رو از ما نگیر! 

+ منظورش من بودم آیا؟ یا کلا گفت؟!
۳ نظر
🍁 غزاله زند
۱۰ دی ۰۱:۴۴
کمی حسودیم شد! من تک بچه‌ام و هم‌سن و ساله من توی فامیل کم پیدا میشه و دخترخاله‌ و پسرعمه ‌و ... هم یکی دوتا بیشتر نیستن! ایشالله همیشه با هم خوش باشید😊

پاسخ :

عه چه بد :(   پس شرمندم اگه با این پست، ناراحتت کردم...

ممنون عزیزم :)
انشاءالله :)
یک دختر شیعه
۱۰ دی ۰۹:۴۱
چه قدر خوبه که انقدر شلوغین
: ))
قدر بدون
😔

پاسخ :

:)  آره خیلی خوبه...

چشم ^_^
آرزو ﴿ッ﴾
۰۸ خرداد ۲۲:۴۵
منم خونواده‌ی نسبتا پرجمعیتِ صمیمی زیاد دوست دارم. :)

پاسخ :

اوهوم خانواده پر جمعیتِ صمیمی یه نعمته : ))
ان شاءالله در آینده ی نه چندان دور خودت یه خانواده ی پر جمعیتِ صمیمی تشکیل بدی ^_-
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من

اگر تنهاترین تنهاها شوم،
باز تو هستی!
آری تو که از پدر و مادر بر من مهربان تری!
ای عزیز ماندنی!
ای نابِ سخت یاب!
تو یگانه شاهد شریفی بر لحظه لحظه های رنج من!
ای خوب خواستنی!
اکنون دستان دردمند و نیازمند خویش را بر آستان نیلوفرینت می گشاییم
و از تو
برای همسایه مان که نان ما را ربود، نان!
برای یارانی که دل ما را شکستند، مهربانی!
برای عزیزانی که روح ما را آزردند، بخشش!
و برای خویشتنِ خویش
آگاهی،
عشق و عشق و عشق
می طلبیم!
آمین.

منبع: بخشی از کتاب
"لطفا گوسفند نباشید!"
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان